![]() |
![]() |
|
| در ميكده هم خداي بيني با مرد خدا اگر نشینی |
|
روش خیلی اسان عبور از فیلتر
|
|
+ نوشته شده در
Thu 18 Sep 2008ساعت 16:35 توسط فرشته |
|
|
National Geographic Persia: Ancient Soul of Iran
روح باستانی ایران : شکوهی که الهام بخش ملت مدرن است
ماهنامه آمریکایی "نشنال جئوگرافیک" که در تیراژی میلیونی از بیشترین اعتبار بین المللی در حوزه ی اجتماع ،تاریخ و طبیعت برخوردار است ، در جدیدترین شماره ی خود(آگوست 2008) ،گزارشی ویژه از ایران باستان به چاپ رسانده است. در این گزارش ویژه که خانم " مارگریت گودیس " آن را تهیه کرده، تاریخ پرشکوه پارس ، با توجه به آداب و رسوم منحصر به فرد و هویت ملی ایرانیان قرن بیست و یکم که هنوز ریشه در خزانه ی باستانی خویش دارند و می کوشند امپراتوری عظیم و ابرقدرت ایران را زنده کنند، مورد بررسی قرار گرفته است . در این میان، خبرنگار فرارو کسب اطلاع کرد که اداره کل رسانه های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از ورود این شماره ی نشنال جئوگرافیک به ایران ، جلوگیری به عمل آورده است.
این گزارش را ، با عنوان " روح باستانی ایران : شکوهی که الهام بخش ملت مدرن است " در زیر بخوانید: در تخت جمشيد، پايتخت باستاني امپراطوري پارس كه توسط اسكندر كبير به آتش كشيده شد، هيچ گونه كنده كاري كه سربازاني را نشان دهد، مشاهده نمي كنيد. هيچ گونه نيزه يا سپر يا نبرد را مشاهده نمي كنيد. تنها نشانه هايي كه وجود دارد حاكي از آن است كه در اينجا ،در جنوب ايران ،امري انساني در جريان بوده است – مردم مليت هاي مختلف در صلح در كنار هم جمع شده، هدايايي را حمل مي كنندو دست هاي خود را با محبت روي شانه هاي يكديگر قرار داده اند. به نظر مي رسد در دوراني كه وحشي گري و بي رحمي متداول بوده، تخت جمشيد يك جايگاه بين المللي – يك سازمان ملل اوليه – بوده است و براي بسياري از ايرانيان امروز، ويرانه هاي آن يادآور با شكوهي است از اين كه پيشينيان پارسي آنها كه بودند و چه مي كردند. تاريخ ايران حدود 2600 سال قدمت دارد كه نيمه اول آن تاريخ پارسي و نيمه دوم آن اسلامي است كه امروز به جمهوري اسلامي ايران منتهي گرديده است . جمهوري اسلامي اولين دين سالاري منطبق بر قانون اساسي در جهان است و تجربه اي كلان: آيا يك كشور مي تواند به طور مؤثر توسط روحانيوني اداره شود كه قانون مجازات خداوند را براي مردمي اعمال مي كنند كه در چنين گذشه ی پارسي غني ای جذب شده اند؟
با وجود آن كه پارس يك امپراطوري سلحشور بوده، ولي در عين حال به عنوان يكي از تمدن هاي با شكوه تر و خير انديش تر باستاني شناخته شده و من در شگفتم كه مردم هنوز تا اين اندازه زياد با نيمه ی پارسي تاريخ خود ،كه در آن كتيبه هاي بر جاي مانده به نمايش در آمده است، احساس نزديكي مي كنند. شايد كه هويت پارسي چيزي نباشد كه بتوانيد آن را به عنوان يك چيز از چيز ديگر جدا كنيد؛ بخشي از هويت ايران ، پارسي، بخشي اسلامي، و بخشي غربي است و تناقض ها دركنار يكديگر وجود دارند، همان گونه كه صداي اذان از بلندگوها در تخت جمشيد به گوش مي رسد و براي بازديدكنندگان اشاره بر آن دارد كه آنها در يك قلمرو اسلامي و نه ايراني هستند. ولي شايد برخي از چيزهايي كه وارد اين هزاره شده است از ساختار چيزي عبور مي كند كه اكنون يكي از نقاط بحراني مشخص جهان است. آيا بقاياي طبيعت پارسي كه عشق به زندگي (شراب، عشق، شعر، آواز) دارد، به طور عجيبي در ساختار پرهيزكاري، عبادت، و تسليم در برابر رنج هاي دنيوي مرتبط با اسلام – مانند يك برنامه رايانه اي سري كه بدون سر و صدا در متن اجرا مي شود - بافته شده است؟
بنابراين عازم مي شوم تا ببينم كلمه "پارسي" براي مردم ايران چه معنايي دارد، مردمي كه در زمان دو ديدار من از ايران در سال گذشته مورد تحريم جامعه بين الملل قرار داشتند، فرهنگ باستاني آنها در سينماي غرب ، هیولایی و شیطانی نشان داده شد، و رهبران آنها در جنگ لفظي فزاینده با واشنگتن، به عنوان تروريست هاي احتمالي و ارعاب گر كه مي خواهند بمب بسازند، مطرح شدند. تهران، پايتخت ايران كه به سبك پارسي به حيات خود ادامه مي دهد، كلان شهري در دامنه كوه هاي قهوه اي رنگ رشته كوه البرز است. بسياري از ساختمان ها از آجرهاي كوچك و قهوه اي روشن ساخته شده و با تيرآهن محكم شده اند و اين احساس به وجود مي آيد كه مجتمع هاي كوچك در كنار هم قرار گرفته و در فواصل آنها پروژه هاي ساختماني نيمه تمام و پارك هايي وجود دارند. تهران كه زماني به داشتن باغ هاي ديدني در دامنه كوه شهرت داشت، اكنون بيشتر اين باغ ها به خاطر جنگ و يا غفلت از بين رفته اند. اما باغ هاي خصوصي زيبا با درخت هاي ميوه و فواره ها، حوض هاي ماهي و جاي نگهداري ماكيان هنوز در ميان ديوارهاي آجري در حال نشو و نما هستند. زماني كه من اينجا بودم، چهار انديشمند آمريكايي ايراني تبار كه براي ديدار به وطنشان آمده بودند در بند به سر مي بردند و به شعله ور ساختن يك انقلاب مخملي عليه رژيم اسلامي متهم بودند. در نهايت، آنها آزاد شدند. ولي در آمريكا مردم مي پرسند كه آيا از بودن در ايران نمي ترسيدم؟ تصور بر اين است كه من خود در معرض خطر زنداني شدن قرار داشتم. ولي من در ايران ميهمان بودم، و ميهمان در ايران از والاترين مقام برخوردار است، با بهترين ميوه ها پذيرايي مي شود و راحت ترين مكان براي نشستن در اختيار او قرار مي گيرد. در اينجا نظام پيچيده اي از ادب تشريفاتي – تعارف – بر متن زندگي حكمفرما است. مهمان نوازي، خواستگاري، امور خانواده، مذاكرات سياسي ، اين ها همه قوانين نانوشته اي هستند كه مردم بايد مطابق با آنها با يكديگر رفتار كنند. ريشة كلمه "تعارف"، عرفه به معناي شناخت يا كسب اطلاع مي باشد. ولي ويليام بيمن، ايرانشناس دانشگاه مينه سوتا مي گويد انديشه تعارف ، يعني كم ارزش كردن خود و ارزش قائل شدن براي شخص مقابل ، در اصل كلمه اي فارسي است. او اين كلمه را اين طور توصيف كرد: "تلاش براي داشتن دست پايين" ولي به طرزي بسيار دلپذير و زيبا، كه بدين ترتيب در جامعه اي مانند ايران كه داراي سلسله مراتب است، " سر و كار داشتن با يكديگر را به طور برابر به طور شگفت آوري براي مردم امكان پذير مي سازد."
هر جا كه مي روي، مردم وسواس به خرج مي دهند تا مطمئن شوند كه همة نيازهاي تو برآورده شده است. از سوي ديگر، امكان دارد به قدري سعي كنند كه شما را خوشحال كنند، يا به نظر مي رسد كه چنين مي كنند، و هر گونه پيشنهادي را رد مي كنند و يا به نظر مي رسد كه رد مي كنند، كه نيات واقعي آنها پوشيده مي ماند. وقتي دو نفر با هم حرف مي زنند به قدري حرف هاي نشاط آور و بي معني رد و بدل و تكرار مي شود و استدعا صورت مي گيرد و درخواست ها رد مي شود تا اين كه بالاخره حقيقت ، چهره خود را نشان مي دهد. مي توانم مراسم سالانه بازديدكنندگان از تخت جمشيد را در قرن ششم قبل از ميلاد مسيح تصور كنم كه چگونه پارسي ها در جلو "دروازه ملت ها" صف مي بستند و بر سر اين كه چه كسي بايد اول وارد شود با هم تعارف پايان ناپذيري داشتند. آرام بودن و صميمي به نظر رسيدن، در حالي كه احساسات واقعي خود را پنهان كنيد (وانمود كردن ماهرانه ) و تعارف را به اوج برسانید، يك سرمايه عظيم اجتماعي به حساب مي آيد. رضا دقتي، عكاس و زنداني سياسي سابق ايران كه اكنون در فرانسه زندگي مي كند و از عكاسان مجله نشنال جئوگرافيك به حساب مي آيد گفت "اين چيزي است كه تقيه خوانده مي شود - هرگز نيت يا هوبت واقعي خود را نشان ندهيد. اطمينان حاصل مي كنيد خود را در معرض خطر قرار نمي دهيد زيرا در طول تاريخ مان خطرات زيادي وجود داشته است."
مكان، مكان، مكان دليل زيربنايي براي همه ی اين داستان ها، مكان است. اگر خطوطي را از مديترانه به پكن يا از پكن به قاهره يا از پاريس به دهلي بكشيد، همه ی اين خطوط از ايران عبور مي كنند، كه مكان تلاقي شرق با غرب را در بر مي گيرد. در طول قريب به 26 قرن طولاني، آميخته اي از دو نيمكره در اينجا در جريان بوده ، تجارت، تبادل فرهنگي، اصطكاك ، در حالي كه ايران در وسط آن قرار داشته است. در همين حال، به دليل آن كه اين كشور مورد حمله مهاجمان مختلف قرار گرفته، امپراطوري پارس قبل از آن كه در نهايت سقوط كند، چندين بار – توسط هخامشيان، پارتي ها، و ساسانيان - تشكيل شده، از بين رفته، و بار ديگر به وجود آمده است. علاوه بر اسكندر، مهاجمان ديگري از جمله ترك ها، هلاكو نوه ی چنگيزخان و مغول ها و مهمتر از همه قبايل چادرنشين عرب به ايران هجوم آورده اند. آنها در سال 672 بعد از ميلاد مسيح به آساني امپراطوري پارس را شكست دادند، پايتخت آن را در تيسفون به زور گرفتند كه ويرانه هاي آن در عراق كنوني در جنوب بغداد قرار دارد. توسعه اعراب به عنوان يكي از چشمگيرترين حركت هاي يك مردم در طول تاريخ بشريت تلقي مي شود. پارس در مسير تسليم ناپذيري خود قرار داشت و از آن موقع تا كنون، ايرانيان در يك تلاش حماسي براي حفظ هويت خود مجزا از ساير دنياي مسلمان و عرب اسير شده اند. يوسف مجيدزاده، يك باستانشناس برجسته ايراني گفت "ايران كشوري بسيار بزرگ و بسيار باستاني است و به همين خاطر عوض كردن روحيه و هويت مردم كار ساده اي نيست." به عنوان مثال، آنها دوست دارند بگويند وقتي مهاجمان به ايران آمدند، ايرانيان مهاجم نشدند؛ مهاجمان، ايراني شدند.
گفته شده است كه فاتحان آنها "پارسي شده اند" ، مانند اسكندر كه پس از فتح و سپس نابود كردن پارس و پايتخت آن در تخت جمشيد، رفتارهاي فرهنگي و اداري آن را پذيرفت و همسر پارسي (رخساره) اختيار كرد و به هزار سرباز خود دستور داد در يك ازدواج دسته جمعي همين كار را بكنند. ايرانيان به ويژه افتخار مي كنند كه ظرفيت تفاهم پيدا كردن با ديگران را از طريق جذب جنبه هاي سازگار از فرهنگ مهاجم در تمدن خود قبل از آن كه "ديگران" بتوانند آنها را در خود جذب كنند ، دارند .این يك انعطاف فرهنگي است كه در قلب هويت پارسي آنها وجود دارد. به آرتا خوش آمديد! قديمي ترين گزارش ها در باره زندگي بشري در ايران به حداقل ده هزار سال پيش باز مي گردد، و اسم كشور از كلمه آريايي ها مشتق مي شود. آريايي ها حدود 1500 سال قبل از ميلاد مسيح به اينجا مهاجرت كردند. هنوز قشرهاي زيادي از تمدن - ده ها هزار سال از اماكن باستانشناسي – بايد مورد كاوش قرار گيرد. يكي از يافته هاي اخير كه برخي را به هيجان آورده در جيرفت است كه در سال 2000 به هنگام بروز سيل در كناره رودخانه هليل رود در صحراي جنوب شرقي، هزاران قبر باستاني از زير خاك بيرون آمد. اين كاوش تنها شش فصل پيش صورت گرفته و هنوز چيز زيادي براي ديدن وجود ندارد. ولي اشياء مسحور كننده اي از زير خاك بيرون آمده (از جمله سر مفرغي يك بز كه قدمت آن به 5000 سال پيش باز مي گردد) و از جيرفت به عنوان رقيب احتمالي بين النهرين در كشور همسايه به عنوان زادگاه تمدن ياد مي شود. يوسف باستانشناس و متخصص در آثار باستاني سه هزار سال قبل از ميلاد مسيح، مديريت اين حفاري ها را به عهده دارد. وي رييس دانشكده باستانشناسي در دانشگاه تهران بود ولي بعد از انقلاب شغل خود را از دست داد و به فرانسه رفت. او گفت با گذشت سالها، "همه چيز عوض شد." علاقه به تحقيقات باستانشناسي احيا گرديد و بار ديگر دعوت شد كه مديريت جيرفت را به عهده بگيرد. يوسف فكر مي كند كه اين آثار باستاني همان پادشاهي افسانه اي "گمشده" در عصر مفرغ در 3500 سال قبل از ميلاد مسيح باشد كه صنايع آن به قدري شهرت داشت و باشكوه بود كه به بين النهرين صادر مي شد. ولي تا كنون هيچ سندي براي آن وجود ندارد و دانشمندان ديگر در اين مورد ترديد دارند. وقتي از او پرسيدم كه چه چيزي را بايد پيدا كند تا موضوع كاملا روشن شود، او مشتاقانه پوزخندي زد و گفت "چيزي معادل يك كمان حكاكي شده كه بر روي آن نوشته شده باشد "به آرتا خوش آمديد."
چشم انداز براي حفاري هاي بيشتر در هزاران مكان حفاري نشده مأيوس كننده به نظر مي رسد. در ايران گوشت گران است، مشاغل كافي وجود ندارد، ديوانسالاري به صورت عميق، وسيع و ناكارآمد مي باشد و فساد دولتي – آن گونه كه توسط سه فرد مختلف براي من توصيف شد – يك "راز آشكار" ، بدتر از هميشه و "نهادينه شده" است. يوسف گفت "كشور به چيزهاي زيادي نياز دارد و قطعا باستانشناسي يكي از موضوعات اصلي نيست." ولي از زمان كشف آثار باستاني در جيرفت "همه ی استانها علاقمند به حفاري هستند و هر شهر كوچكي مي خواهد مانند جيرفت در جهان شهرت پيدا كند. آنها مغرور هستند و رقابت وجود دارد." يوسف با خوشحالي در مبل چرم مصنوعي دفتر ناشر خود آرميده و به اين فكر مي كرد كه چرا ايرانيان اين گونه هستند كه هستند. به نظر او يكي از علل آن وضعيت جغرافيايي بود زيرا وقتي ايرانيان پشت سر هم از سرزمين خود رانده مي شدند، "كجا مي توانستند بروند، به صحرا؟ هيچ جايي وجود نداشت كه به آنجا فرار كنند و پنهان شوند." آنها ساكن مي ماندند، روزگار را مي گذراندند، به وانمود كردن مي پرداختند و تعارف مي كردند. به گفته يوسف "اين درخت در اينجا ريشه هاي بسيار عميق دارد. شاخه هاي ديگر در اينجا و آنجا ريشه دواندند، ولي اگر آن شاخه ها را ببريد، ريشه در اينجا همين است."
دلتنگي براي ابرقدرت بودن ميراثي كه پيوسته به نظر مي رسد از روزگار باستان در روح ملي قد علم كرده، اين است: مفهوم آزادي و حقوق بشر از غرب و يوناني هاي باستان ريشه نگرفته است. آن عقايد در ايران و از قرن ششم قبل از ميلاد تحت فرمانروايي امپراطور هخامنشي، كورش كبير، كه اولين امپراطوري پارسي را تشكيل داد، مشهود بوده است. اين امپراطوري در زمان جانشين وي، داريوش، به بزرگترين و قوي ترين پادشاهي بر روي زمين تبديل مي شود. كورش كه به شجاعت و تواضع و نيكي شهرت دارد، ظاهرا با ايده آزاد كردن مردم (به ويژه يهوديان بابل، كه او در سال 538 قبل از ميلاد آزاد كرد تا به اورشليم باز گردند و با پولي كه به آنها داد معبدشان را بسازند) ، قلوب آنها را تسخير كرد و حكومتي را بنا نهاد كه گمان مي رود اولين امپراطوري داراي شكيبايي مذهبي و فرهنگي در جهان باشد. اين امپراطوري در آخر متشكل از 28 مليت مختلف بود كه به طور مسالمت آميز تحت لواي يك حكومت مركزي زندگي مي كردند كه در ابتدا در شهر پاسارگاد پايه ريزي شد و سپس به تخت جمشيد منتقل گرديد. شما در حكاكي هاي تخت جمشيد، مي توانيد اعضاي مليت هاي مختلف را مشاهده كنيد كه مليت آنها با لباس هاي مختلف آنها مشخص شده، و دور هم جمع شده اند تا به عنوان يك ملت واحد جشن بگيرند. اين پادشاهي در اوج قدرت خود از درياي مديترانه تا رود ايندوس گسترش داشت و اين اولين و آخرين بار در تاريخ بود كه تمامي حكومتهاي جهان شناخته شده، تحت حكومت يك پادشاه در مي آمدند. بنابراين شايد پارسي ها اولين ابر قدرت جهان بودند. سعيد ليلاز، كارشناس سياسي و اقتصادي مستقر در تهران گفت "دل ما براي اين كه دوباره يك ابرقدرت باشيم، تنگ شده است، و جاه طلبي هاي هسته اي كشور به طور مستقيم در ارتباط با اين آرزو مي باشد."
عناوين خبرها برايمان آشنا هستند: ايران ظاهرا سرگرم غني سازي اورانيوم است، و اصرار مي ورزد كه تنها مي خواهد سوخت براي نيروگاه هاي هسته اي توليد كند. ولي اورانيوم بسيار غني شده نيز يك ماده اصلي براي يك بمب هسته اي مي باشد. آمريكا و سازمان ملل به عنوان اقدامي بازدارنده، تحريم هاي اقتصادي فزاينده اعمال كرده اند، و در همين حال رييس جمهور ايران محمود احمدي نژاد يك تندرو محافظه كار برنامه هاي هسته اي را همچنان اعلام مي كند و در عين حال اظهارات سرشار از تنفر و تهديد نسبت به اسراييل كه در نزديكي آن قرار دارد، ايراد مي كند و دائما هولوكاست را تكذيب مي كند. ليلاز كه مردي لاغر و عينكي است و پيراهني آهاردار و آستين بلند به تن دارد و آستين آن را تا آرنج بالا زدن و در حالي كه در آپارتمان شيك خود در كنار چراغ روميزي شبيه به يك طوطي كاكل دار نشسته است، گفت "در يك دوران، مساحت كشور سه برابر مساحت كنوني آن بوده و به مدت بيش از هزار سال يك ابرقدرت با ثبات بوده است. طي قرن ها، پيرامون اين امپراطوري، كوچكتر شده ولي اين دلتنگي براي ابرقدرت بودن كه با واقعيت بسيار در تضاد مي باشد "به خاطر تاريخ آن است."
بار ديگر، كورش و به ويژه چيزي كه كتيبه كوروش ناميده مي شود – با شكوه ترين شيء باستاني ايران – اساس چنين دلتنگي مي باشد. اين قطعه از سال 1989 در موزه بريتانيا قرار دارد و نمونه اي مشابه آن در راهرو طبقه ی دوم مقر سازمان ملل در نيويورك وجود دارد. اين كتيبه شبيه چوب ذرتي است كه از گل درست شده باشد؛ نوشته ی روي آن به خط ميخي، منشوري است كه به عنوان اولين منشور حقوق بشر در تاريخ جهان توصيف شده است – كه تاريخ آن به بيش از هزار سال قبل از صدور "منشور كبير" (مگنا كارتا) بر مي گردد. اين كتيبه خواستار آزادي مذهبي و نژادي شده است؛ برده داري و هر نوع سركوب و همچنين تصرف اموال به زور يا بدون پرداخت غرامت را منع مي كند و اين حق را به كشورهاي عضو اعطا مي كند كه تابع تاج كورش باشند يا نباشند. "هر گز براي حكمراني عزم بر جنگ ندارم." شيرين عبادي، وكيل ايراني و برنده جايزه صلح نوبل در سال 2003 ، گفت :" براي شناختن ايران و اين كه ايران واقعا چيست، فقط آن نوشته كورش را بخوانيد." ما به دفتر كار وي در طبقه زيرين آپارتمان او در شمال تهران و به اتاقي كه پوشيده از قفسه هاي كتاب چوبي و شيشه اي بود، رفتيم. در داخل يكي از اين قفسه ها يك نمونه مشابه و كوچك طلايي از آن كتيبه وجود داشت كه در جعبه اي شيشه اي قرار داده شده بود و او آن را به طرف من دراز كرد به طوري كه گويي نوزاد تازه به دنيا آمده اي را به من نشان مي دهد. او گفت "چنين عظمتي همانند عظمت اين كتيبه بارها در ايران به نمايش گذاشته شده" ولي جهان در باره آن چيزي نمي داند. "وقتي به خارج از كشور مي روم، مردم از شنيدن اين كه 65 درصد از دانشحويان در اينجا دختر هستند، تعجب مي كنند. يا وقتي نقاشي ها و معماري ايران را مي بينند، شگفت زده مي شوند. قضاوت آنها در مورد يك تمدن، آن چيزي است كه طي 30 سال گذشته - از انقلاب اسلامي - شنيده اند" ؛ عقب گرد در آزادي هاي شخصي به ويژه براي زنان؛ برنامه هسته اي و دشمني با غرب. او گفت آنها در باره هزاران سال قبل از آن، در باره اين كه ايرانيان براي اين كه به طور مشخص هويت خود را حفظ كنند و توسط مهاجمان خود بلعيده نشوند، چه چيزهايي را پشت سر گذاشته اند و چگونه اين كارها را كرده اند، چيزي نمي دانند. اعراب آمدند و ايران به اسلام گرويد و "در نهايت شيعه شديم كه از اعراب كه سني هستند متفاوت است." آنها مسلمان بودند ولي عرب نبودند. "ما ايراني بوديم." در حقيقت اولين چيزي كه همه ی كساني كه با آنها ديدار داشتم و وقتي از آنها پرسيدم كه چه چيزي را مي خواهند جهان در باره آنها بداند، گفتند می خواهیم بدانند كه "ما عرب نيستيم!" بلافاصله نيز مي گفتند "ما تروريست نيستيم!"...و نوعي نژاد پرستي پارسي وارد گفت و گو مي شود. حتي با وجودي كه وضع اقتصادي آنها به خوبي برخي كشورهاي عربي مانند دوبي و قطر نيست، با اين همه احساس مستثني بودن مي كنند، كه اين طرز فكر با تجليلي كه شاه از تاريخ پارس به عمل آورد، تقويت يافت. اعرابي كه ايران را فتح كردند به طور معمول به عنوان كمي بيش از باديه نشين هايي تلقي مي شوند كه چادر نشين بودند و در برابر فرهنگي كه ايران به آنها داد، آنها خود هيچ گونه فرهنگي نداشتند. و با حرارتي كه هنوز آنها را مورد سرزنش قرار مي دهند، فكر مي كني كه آن اتفاق همين هفته گذشته رخ داده است نه چهارده قرن پيش ! بانويي را در يك مراسم عروسي ملاقات كردم كه بي شباهت به يك ستاره قديمي سينما نبود و همسر زنده دل و شيك پوش او كتي سفيد بر تن داشت و مشغول كشيدن سيگار با چوب سيگار بود، و پنج دقيقه نگذشته بود كه اين خانم، اعراب را به آتش كشاند. او در حالي كه دست هاي خود را به هم گره كرد بود به طوري كه گويي مي خواهد گردن كسي را بشكند، گفت "بعد از آمدن آنها همه چيز خراب شد و هرگز به حالت اول برنگشتيم!" و شخصي به نام علي كه معلم زبان انگليسي بود و با او دوست شدم، در اين باره سخن گفت كه چگونه از دست دادن امپراطوري هنوز بر وجدان ملي سنگيني مي كند. در حالي كه به طرف منزل او در حومه ی شيراز مي رفتيم و موتورسيكلت ها و اتومبيل هاي ديگر را پشت سر مي گذاشتيم، او به من گفت "قبل از آمدن آنها، ما يك قدرت بزرگ و متمدن بوديم. آنها كتاب هاي ما را سوزاندند و به زنان ما تجاوز كردند، و به مدت 300 سال نمي توانستيم فارسي صحبت كنيم، يا در غير اين صورت زبان مان را ازحلقوم بيرون مي كشيدند."
مكتب فردوسي ايرانيان در هر صورت به فارسي تكلم كردند. زبان ملي تا حدودي عربي شده ولي پارسي قديم ريشه خود را حفظ كرده و ايران از جمله معدود كشورهاي بزرگ در دنياي اسلام است كه عربي صحبت نمي كند. مردي كه به او امتياز داده مي شود كه به تنهايي زبان و تاريخ را از فراموشي نجات داده، شاعر قرن دهم به نام فردوسي است. فردوسي، هومر ايران است. ايرانيان شاعران خود را تا حد پرستش دوست دارند – كه از ميان بسياري از آنها مي توان از رومي، سعدي، خيام و حافظ (كه گفته مي شود آثار او، اگر نگوييم بيشتر از قرآن، كتاب مقدس اسلامي، مي توان گفت به اندازه آن، براي هدايت در عشق و زندگي مورد تفآل قرار مي گيرد) نام برد. وقتي مردم توسط آخرين مهاجم سركوب شدند و نمي توانستند به راحتي افكار خود را بيان كنند، شعرا اين كار را براي آنها كردند و زيركانه آن افكار را در ابيات پنهان كردند. يوسف باستانشناس گفت "گاهي اوقات آنها اعدام مي شدند، ولي در هر صورت اين كار را مي كردند." بنابراين امروزه با وجودي كه ايران وطن طبقات فرهنگي و گويش هاي بسيار ديگري غير از پارسي است – تركمن، عرب، آذري، بلوچ، كرد و غیره – "همه مي توانند فارسي صحبت كنند، زباني كه قديمي ترين زبان زنده در جهان است. هيچ كشور ديگري از چنين چيزي برخوردار نيست." فردوسي، شاعر قهرمان و يك مسلمان معتقد كه از نفوذ اعراب منزجر بود، سي سال را به نوشتن تاريخ حماسي ايران به نام شاهنامه گذراند و ابياتي را با حداقل استفاده از كلمات عربي سرود. اين صحنه هاي پشت سر هم، وقايع تاريخي نبردها و ماجراجويي هاي 50 سلسله _ رسيدن آنها به تاج و تخت، مرگ آنها، بركناري مكرر آنها و سرنگوني هاي اجباري – را به ترتيب تارخ شرح مي دهد و با پيروزي اعراب به پايان مي رسد و به عنوان يك فاجعه ترسيم شده است. شخصيتي كه بيش از همه در باره اش گفته شده رستم است كه يك شخصيت جوانمرد شجاع و داراي كمال است. ديك ديويس، دانشمند پارسي شناس در دانشگاه ايالتي اوهايو كه شاهنامه را به انگليسي ترجمه كرده مي گويد رستم يك ناجي ملي و يك "قهرمان نيرنگ باز" است. او گفت "داستان هاي رستم، اسطوره هاي آنها است. ايرانيان اين گونه خود را مي بينند." افسانه هاي شاهنامه در باره پادشاهان جنگ طلب و پهلوانان قهرمان است كه در اين افسانه ها اين پهلوانان تقريبا هميشه از نظر اخلاقي برتر از شاهاني هستند كه براي آنها خدمت مي كنند، يا با مشكلاتي درگير مي شوند كه مرد نيكي كه تحت حكومتي شرير يا نالايق زندگي مي كند با آنها مواجه است. اين اثر سرشار از اين انديشه است كه كساني كه از نظر اخلاقي مناسب ترين افراد براي حكومت كردن هستند دقيقا كساني هستند كه بيش از همه نسبت به حكومت رغبت ندارند و در عوض ترجيح مي دهند زندگي خود را وقف نگراني هاي اصلي بشريت كنند: طبيعت خرد، سرنوشت روح بشر، و غير قابل درك بودن ذات و اهداف خداوند. نسخه اصلي شاهنامه خيلي پيش از ميان رفته و تنها چيزي كه باقي مانده نسخه هاي رونويسي شده از آن است و از آن جمله نسخه اي است كه در كاخ گلستان در تهران وجود دارد. محافظ آن كه يك خانم جوان خوشرو به نام بهناز تبريزي است كه همه چيز را از روي ميز بزرگي برداشت و آن را با پارچه اي سبز رنگ پوشاند. او جعبه سياهي را از يك گاو صندوق در اتاق ضد گلوله مجاور و مجهز به زنگ خطر در برابر آتش سوزي و زلزله و دستگاه هاي كنترل آب و هوا بيرون آورد و پارچه مخملي قرمزي را بر روي پارچه سبز بهن كرد، زيرا ايرانيان دوست دارند در صورت امكان براي هر چيزي مراسمي به راه اندازند. من بايد ماسكي را بر روي دهان مي گذاشتم تا كتاب دست نوشته را در برابر پرتاب آب دهان و تنفس شديد محافظت كنم و بهناز دستكش هاي سفيد به دست كرد. او به آرامي كتاب را كه قدمت آن به حدود 1430 سال پيش بر مي گردد، از جعبه اش بيرون آورد و با احتياط كامل صفحات آن را با نوك انگشتانش ورق زد در حالي كه من 22 تصوير آن را با يك ذره بين مورد بررسي قرار دادم. آن تصاوير صحنه هايي را از شاهنامه نمايش مي دادند كه حافظه فرهنگي جمعي در آن غوطه ور است – كسي به درخت بسته شده و منتظر سرنوشت خويش است؛ رستم ناآگاهانه پسر خود سهراب را در يك نبرد مي كشد؛ مرداني سوار بر اسب با نيزه با مهاجماني سوار بر فيل مي جنگند – همه ی اين تصاوير با دقت ، نقاشي و با استفاده از جوهرهاي درست شده از سنگ خرد شده و محلول به دست آمده از گلبرگ هاي گل، با طراوت رنگ شده اند. گفته مي شود تقريبا هر كسي در خيابان صرف نظر از ميزان تحصيلات او، مي تواند ابياتي از فردوسي را بخواند و به طور معمول در دانشگاه ها يا در منازل افراد، يا قهوه خانه هاي سنتي مانند قهوه خانه آذري در جنوب تهران، شاهنامه خوانده مي شود. ديوار اين قهوه خانه پوشيده از صحنه هايي از شاهنامه بود كه از آن جمله صحنه ی كشته شدن سهراب به دست رستم است. يك نقال، داستان هيجان انگيز تك نفره اي را حكايت كرد و پس از آن نوازندگان موسيقي سنتي نواختند و از شوق براي عشق به زن يا عشق به خدا خواندند. مردم در پشت ميزهاي بزرگ و يا نيمكت هاي پوشيده از قاليچه ايراني با هم نشسته و سيگار مي كشيدند و به همراه موسيقي دست مي زدند، و در همين حال خدمتكاران خرما و شيريني و چاي در استكان هاي كوچك به همراه قاشق هاي كوچك و به دنبال آن كباب، دوغ، ترشي، و سالاد لبو آوردند. بچه ها با تشويق بزرگترهاي خود روي ميز مي رقصيدند كه با تلفن همراه از آنها عكس مي گرفتند.
"آنها نمي توانند درون ما را كنترل كنند" به همت فردوسي، ايرانيان پيوسته زبان خود را داشته اند كه آنها را متحد سازد و از دنياي خارج متفاوت نگاه دارد – و آنها همچنين تلاش كرده اند تا از معيارهاي فرهنگ باستاني خود مراقبت به عمل آورند. سال نو و نوروز را در نظر بگيريد. نوروز يك جشن 13 روزه است كه در طول آن همه جا تعطيل است و مردم مي خورند، مي رقصند، شعر مي خوانند و در آخرين چهارشنبه سال، آتش درست مي كنند و از روي آن مي پرند. اين جشن به نوعي شبيه جشن شكرگزاري است كه در روزهايي كه طول روز و شب برابر مي شود جشن گرفته مي شود تا شروع بهار را گرامي دارند .و اين جشني است كه از دين زرتشت، دين اصيل ايران، حفظ شده و در تخت جمشيد مركزيت داشت. دين زرتشتي مقدم بر سه دين اصلي كنوني جهان – يهوديت، مسيحيت، و اسلام – بود و اساس آن بر سه اصل استوار است: 1-خير و شر، اراده آزاد، داوري نهايي، 2-بهشت و جهنم، 3-يك خداي قادر مطلق و مهربان. زماني كه اعراب به ايران آمدند و چيزي را براي آنها آوردند كه انديشه انقلابي عبادت يك خداي واحد بود، پارسيان بيش از يك هزار سال بود كه خداي واحد را عبادت مي كردند. حكومت از زمان انقلاب اسلامي در سال 1979 سعي كرده است اهميت نوروز را كم كند يا آن را با يك سال جديد ديگر، مانند تولد امام علي، رهبر تاريخي شيعي جايگزين كند. دوستم علي گفت "آنها نيرو مي آوردند و مردم را بازداشت مي كردند. ولي نمي توانستند از نوروز خلاص شوند زيرا 2500 سال است كه ما نوروز داريم! آنها واقعا ما را كنترل نمي كنند، زيرا نمي توانند چيزي را كه در درون ما است كنترل كنند." شبنم رضايي كه مجله اينترنتي "پرشين ميرور" را براي ترويج هويت فرهنگي ايران به راه انداخته گفت "فكر مي كنم اگر به ما فرصت داده مي شد تا يك دولت مردم سالاري داشته باشيم، مي توانستيم به نيويورك خاورميانه تبديل شويم – نيويورك تمام آسيا – مركزي براي سرمايه گذاري، صنعت، تجارت، فرهنگ، و طرز فكري نوين، به جاي چيزي كه در حال حاضر هستيم." شبنم گفت "پارس، رستم، كورش كبير و كتيبه حقوق بشر او – "اين چيزي است كه ما هستيم، اين چيزي است كه ما مظهر آن هستيم. و اين چيزي است كه ايرانيان دوست داشتند هدفشان باشد."
|
|
+ نوشته شده در
Thu 4 Sep 2008ساعت 21:14 توسط فرشته |
|
|
موزيك ويديو جديد و زيباي هنگامه به نام ايران ...
موزيك ويديو Rapidshare Direct Link Wmv 700 kbps Files.to Rapidshare Direct Link Divx 1400 kbps
|
|
+ نوشته شده در
Thu 7 Aug 2008ساعت 16:38 توسط فرشته |
|
|
یک خبر جالب برای کسانی که در ایران زندگی میکنند و با فیلتر سایت ها مشکل دارند به زودی تمام کسانی که در کار فیلتر سایت ها مشغول هستند باید دنبال یک شغل دیر بگردنند مثلا فروش پاپ کرون و ...
شاید اکثر شما در وبگردیهاتون بارها به این پیغام برخوردید که بیجهت و بدون دلیل شما رو از ورود به سایت موردنظرتون محدود می کنه: “مشرک گرامی دسترسی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد” دلیل این محدودیت می تونه موارد زیر باشه :
برای رسیدن به هدفتون دو گام در پیش رو دارید:
همین حالا ۱۰۰ ٪ رایگان دانلود کنید |
|
+ نوشته شده در
Thu 10 Jul 2008ساعت 16:14 توسط فرشته |
|
|
Anonymizer این برنامه را رایگان دانلود کنید تا برای ۷ روز ۱۰۰ ٪ رایگان و بدون فیلتر و بدون کنترول از فضا های مورد علاقه خودتان در اینترنت استفاده کنید توجه : هیچ وقت دو یا چند برنامه عبور از فیلتر و یا پراکسی را همزمان دانلود نکنید زیرا مدت زمان مصرف رایگان این پراکسی ها محدود میباشد . پس فقط یک برنامه را دانلود کنید و وقتی مدت زمان استفاده رایگان ان تمام شد ان برنامه را از سیستم خود حذف و برنامه دیگری را دانلود کنید و ... Anonymizer
Safe Surfing Suiteاز اینجا دانلود کنید |
|
+ نوشته شده در
Wed 9 Jul 2008ساعت 19:39 توسط فرشته |
|
|
برای تماشای فیلم کوروش کبیر بر روی مطلب زیر کلیک کنید Cyrus_the_Great_Persian_3
از اینجا تماشا و یا دانلود کنید
برای دانلود فیلم فوق بر روی مطلب فون کلیک راست نموده و عبارت : save as را انتخاب کنید و کلیک کنید با سپاس فراوان از مرجان عزیز که همیشه وبلاگ من را اپ میکند |
|
+ نوشته شده در
Mon 2 Jun 2008ساعت 18:26 توسط فرشته |
|
|
مینیاتور آرامگاه کوروش کبیر قبل از تخریب
کوروش کبیر به روایت کتب مقدس تورات:در تورات ، کتاب مقدس یهودیان ، کوروش به عنوان ناجی قوم یهود به دفعات ذکر شده است . و این افتخاری برای ما ایرانیان است. در تورات فصلی است که به دانيال نبی(Daniel )( که مرقد مطهرشان در شوش است ) نسبت داده شده و آن را سفر دانيال می نامند. در ايام اسارت بنی اسرائیل ٬ بلا و بيچارگی در آنها افتاده بود ٬ شهرهايشان خراب و قوميت آنان متزلزل گردید و معبد مقدسی که مورد تکریم آنها بود بدست بابلیان افتاد . یهود از این واقعه بی اندازه غمگین و نا امید شده و نمی دانستند چه وقت ٬ چگونه و به دست چه کسی از این شب سیاه اسارت رها می شود. چنین بر می آید که در آن روزهای سیاه ٬ دانیال پیغمبر ظهور می نماید و با پیش بینی ها ٬ تعبیر خواب و غیبگویی های عجیب خود به پادشاهان بابل نزدیک می شود . سلاطین او را به دربار خود راه داده گرامی داشتند و بالا دست غیبگویان و ساحران نشاندند . جبرئیل بر او نازل شد و رویای دانیال را بدین نحو تفسیر کرد که : قوچ ذوالقرنین نماینده اتحاد دو گروه ماد و پارس است . یک نفر پادشاه قوی بر این دو کشور حکمرانی می کند . بطوری که هیچ دولتی قادر به مقاومت در برابر او نخواهد بود . اما بز کوهی یک شاخ که بعد از قوچ پیدا شده مقصود از آن ممکلت یونان است و شاخ برجسته میان پیشانی او دلالت بر اولین پادشاه آن سرزمین می کند .
به روایت تورات ٬ این پیش گوئی دو کشور ماد و پارس را با دو شاخ مجسم می کند و وقتی که این دو یکی و متحد شدند شخصیت آن دو کشور به یک قوچ دو شاخ( قوچ ذوالقرنین )نماینده شده است . آن بز کوهی تک شاخ که این قوچ را مقهور خواهد کرد به اسکندر تعبیر شده و اوست که بالاخره توانست سالها پس از کوروش آخرین پادشاه هخامنشی را شکست دهد. چیزی که لازم به تذکر است این است که کلمه قرن در زبان عربی و عبری هر دو یکی است و وصف این قوچ که به زبان عربی ذوالقرنین(صاحب دو شاخ) می شود در زبان عبری به لوقرانیم آمده که همان معنای ذوالقرنین را می دهد. در رویای دانیال به یهود بشارت داده شده که پایان دوره اسارت و بردگی و آغاز زندگی آزاد و آبرومند آنان روزی خواهد بود که شخصیت ذوالقرنین پدیدار شود یعنی دو کشور ماد و پارس با هم متحد شده با بابل به دشمنی برخاسته و یهودیان را آزادی بخشد . چند سال پس از پیشگوئی دانیال ٬ این پادشاه که ایرانیان او را کوروش ٬ یونانیان سایرس و یهودیان خوروش می نامند ظهور کرد . دو کشور ماد و پارس را متحد ساخت و بعد به بابل هجوم برد و بدون زد و خورد به آن شهر وارد شد ٬ آنان را به کنعان (فلسطین امروزی) باز گرداند و معبد مقدس را بنا کرد.
|
|
+ نوشته شده در
Thu 8 May 2008ساعت 22:56 توسط فرشته |
|
|
کوروش بزرگ (کوروس در یونانی و سیروس در انگلیسی) یکی از چهره های برجسته تاریخ جهان شناخته شده است. کامیابی او در شکل دادن شاهنشاهی هخامنشی، نتیجه و آمیزه ای از هوشیاری و مهارتهای او در سیاست مداری و نظامی گری، و همچنین خلق و خوی او و داشتن دانایی و درایت کامل او در کشورداری بود. ایرانیان او را پدر و یونانیان او را قانونگذار می نامیدند و یهودیان به او مانند یک مسیح نجات دهنده احترام می گذاشتند. گزنفون درباره ی او نوشته: هنوز هم زیبایی خارق العاده نیکوکاری و بخشش بی کران، دانش دوستی بی حد، و آمال بلند کوروش، موضوع داستانها و ترانه های مردمان است و هر کسی آرزو دارد که در شاهنشاهی او زندگی می کرد.
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً (84) فَأَتْبَعَ سَبَباً (85) حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْماً قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً (86) قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذَاباً نُّكْراً (87) وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا يُسْراً (88) ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً (89) حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِن دُونِهَا سِتْراً (90) كَذلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيْهِ خُبْراً (91) ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً (92) حَتَّى إِذَا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْماً لاَّ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلاً (93) قَالُوا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلَى أَن تَجْعَلَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ سَدّاً (94) قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْماً (95) ءَأَتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قَالَ انفُخُوا حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَاراً قَالَ ءَاتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً (96) فَمَا اسْطَاعُوا أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْباً (97) قَالَ هذَا رَحْمَةٌ مِن رَّبِّي فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقّاً (98) در تورات : در «سفر دانیال» (8-1) از بیچارگی و رهایی و پیشگویی در نجات یافتن یهودیان به وسیله قوچ (تشبیه به کلاه کوروش)، به ذوالقرنین اشاره شده است. این موضوع در «سفر یشعاه و سفر یرمیاه» هم آمده است. او در رویای دانیال پیغمبر به صورت قوچی که دارای دو شاخ است، در می آید. شخصیت کوروش در عقاید یهود دارای مکان و منزلت مهمی است. قرن (هم در عربی و هم در عبری) معنای شاخ و هم گیسو را می دهد که در واقع کوروش کلاهی بر سرش بوده مانند سرو، همانطور که در نگاره می بینیم. نگاره مزبور درباره لقب کوروش کمک شایانی به ما می کند که همانا ذوالقرنین است.
|
|
+ نوشته شده در
Thu 8 May 2008ساعت 22:50 توسط فرشته |
|
|
جدیدترین ترانه سال ۱۳۸۷ بنام ( پلک ) توسط یک گروه از هنرمندان جوان کشورمان در ایران اجرا شد این گروه شامل ۴ نفر به نام های : مسعود. عادل. حمید. بهنام. میباشد افرین به این عزیزان بخصوص مسعود عزیز که بهترین قسمت از این اهنگ را با زیبای خاصی اجرا کرده است بخصوص انجا که می خواند : اینو بدون تا وقتی که تو هستی نمیدم دستمو هرگز به دستی اگه حتی فقط یه روز نبینم اون صورت ماهتو میمیرم برای دانلود این اهنگ با کیفیت بالا ( ۱۲۸K ) در زیر کلیک کنید و در سیستم خود دانلود کنید http://gibie.persiangig.com/audio/lengeh%20boyz2.mp3
|
|
+ نوشته شده در
Wed 2 Apr 2008ساعت 14:10 توسط فرشته |
|
|
حتما دانلود کنید Hide IP Platinum
از اینجا دانلود کنید |
|
+ نوشته شده در
Sat 29 Mar 2008ساعت 0:44 توسط فرشته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
Fri 21 Mar 2008ساعت 1:18 توسط فرشته |
|
|
![]() خلیج فارس (یا خلیج پارس) در امتداد دریای عمان و در میان شبه جزیره عربستان و ایران قرار دارد. مساحت آن ۲۳۳٬۰۰۰ کیلومتر مربع است. از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای رودخانه اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔ دجله و فرات و الحاق رود کارون به آن است، ختم میشود. خلیج پارس نامی است به جای مانده از کهنترین منابع، زیرا که از سدههای پیش از میلاد سر بر آوردهاست، و با پارس و فارس _ نام سرزمین ملت ایران _ گره خوردهاست. از یونانی این خلیج، «خلیج پارس»، مورد استفاده قرار میگرفته که از نخستین شاهنشاهی مهم این منطقه، شاهنشاهی پارس برگرفته شدهاست. در دههٔ ۱۹۶۰ میلادی و با اوج گرفتن پان عربیسم، برخی از کشورهای عربی، از خلیج فارس، به صورتهای دیگری غیر از «خلیج فارس» نام بردند. ایران، به نوبهٔ خود با تصویب دو قطعنامه در سازمان ملل متحد، نام خلیج پارس را رسماً وارد اسناد این سازمان کرد. قطعنامهٔ نخستین به شمارهٔ UNAD ۳۱۱/Qen در ۵ مارس ۱۹۷۱، و مورد دوم به شمارهٔ UNLA ۴۵٫۸٫۲ در ۱۰ اوت ۱۹۸۴ تصویب شدند.
کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در مجاورت خلیج فارس هستند. زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصد هزار سال پیش، صورت اولیه خلیج فارس در کنار دشتهای جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت. خلیج فارس در دوران باستان قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینهاست که عدهای معتقدند: «خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسانهایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند دادهاند. اما دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتیهای او طول رودخانه سند را تا کرانههای اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن کانالی را داد و کشتیهایش از طریق همین کانال به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبهای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شدهاست: «من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این کانال را دادهام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان دادهام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود.»این نخستین مدرک مکتوب بجا مانده درباره خلیج فارس است. از سفرنامه فیثاغورث ۵۷۰ قبل از میلاد تا سال ۱۹۵۸ در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شدهاست. از دوره جمال عبدالناصر رئیس جمهور پیشین مصر، به تشویق او و اوجگیری تعصب عربی، رسماً کشورهای عربی نام تاریخی خلیج فارس را در رسانهها و کتب رسمی عربی تغییر دادند. در دوره داریوش دوم ناوگانی ایرانی به رهبری سردار صداسپ ماموریت یافت تا جهان را دور بزند وی عازم مدیترانه و سواحل شنقیط (موریتانی) تا نزدیک اشانتی و سواحل بنین پیش رفتند ولی در اثر برخورد با اقوام وحشی سفر را ناتمام کذاشتند. خلیج فارس از سمت شمال با ایران، از غرب با کویت و عراق و از جنوب با عربستان، بحرین و امارت متحده عربی همسایهاست. وسعت آن ۲۴۰،۰۰۰ کیلومتر است و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار میآید. این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است و جزایر مهم آن عبارتاند از: خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، کیش ، قشم، و لاوان که تمامی آنها به ایران تعلق دارد. خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسیر انتقال نفت کشورهایی چون کویت، عربستان و امارات متحده عربی است. به همین دلیل، منطقهای مهم و راهبردی بشمار میآید. بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها میتوان بندر شارجه، دوبی، ابوظبی و بندر عباس و بوشهر را نام برد. دریانوردی در خلیج فارس پیشینه بسیار طولانی دارد ولی نخستین مدارک قطعی در این زمینه به سده چهارم پیش از میلاد مربوط است. پس از بسته شدن راه بازرگانی میان خاور و باختر در دوره عثمانی، پرتغالیها متوجه اهمیت این خلیج شدند، به طوری که سراسر سده شانزدهم میلادی خلیج فارس را در تصرف خود داشتند. اما پس از آن انگلستان توانست کشورهای رقیب را از آن خارج کند و در آغاز قرن نوزدهم بر آن تسلط یابد. با این حال، در سالهای بعد نیز کشورهای حاشیه جنوبی آن به تدریج مستقل شدند و انگلستان پایگاههای خود را از دست داد. قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینهاست که عدهای معتقدند: «خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسانهایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند دادهاند. اما دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد(منظور اقوام آریایی ایران است زیرا عیلامیان و ... نیز ایرانی بودندوقرنها قبل از میلاد مسیح به کشتیرانی در خلیج فارس پرداختند ولی اقوام آریایی نبودند.). داریوش بزرگ، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتیهای او طول رودخانه سند را تا سواحل اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن ترعهای را داد و کشتیهایش از طریق همین ترعه به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبهای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شدهاست: «من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این ترعه را دادهام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان دادهام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود.» داریوش در این کتیبه از خلیج فارس به نام «دریایی که از پارس میآید» نام بردهاست و این یکی از نخستین مدارک تاریخی است که درباره خلیج فارس موجود است. در کتاب اوستا اگرچه از نام خلیج فارس بطور صریح نام برده نشده اما در مهر یشت در مبحث مهر یا میترا اشارهای نیز به اروند رود شدهاست که در آن دوره ارونگ گفته میشدهاست و چنین آمده: «دارنده دشتهای فراخ» و «اسبهای تیزرو» که از سخن راستین آگاه است و پهلوانی است خوش اندام و نبرد آزما، دارای هزار گوش و هزار چشم و هزار چستی و چالاکی یاد شده، کسی است که جنگ و پیروزی با اوست، هرگز نمیخسبد، هرگز فریب نمیخورد، اگر کسی با او پیمان شکند خواه در خاور هندوستان باشد یا بر دهنه شط ارنگ، از ناوک او گریز ندارد، او نخستین ایزد معنوی است که پیش از طلوع خورشید فنا ناپذیر تیز اسب بر بالای کوه هرا بر میآید و از آن جایگاه بلند سراسر منزلگاههای آریایی را مینگرد. نام خلیج فارس در میان یونانیها نخستین بار یونانیها بودند که این خلیج را «پرسیکوس سینوس» یا «سینوس پرسیکوس» که همان خلیج فارس است، نامیدهاند. از آنجا که این نام برای نخستین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیر ایرانیان نوشتهاند آمدهاست، هیچ گونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنان که یونانیان بودند که نخستین بار، سرزمین ایران را نیز «پارسه» و «پرسپولیس» یعنی شهر یا کشور پارسیان نامیدند. استرابن جغرافیدان سدهٔ نخست میلادی نیز به کرات در کتاب خود از خلیج فارس نام بردهاست. وی محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان میکند. همچنین «فلاریوس آریانوس» مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر از این خلیج به نام «پرسیکون کیت» که چیزی جز خلیج فارس، نیست نام میبرد. البته جستوجو در سفرنامهها یا کتابهای تاریخی بر حجم سندهای خدشه ناپذیری که خلیج فارس را «خلیج فارس» گفتهاند، میافزاید. این منطقه آبی همواره برای ایرانیان که صاحب حکومت مقتدر بودهاند و امپراتوری آنها در سدههای متوالی بسیار گسترده بود هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی اهمیت خارق العادهای داشت. آنها از این طریق میتوانستند با کشتیهای خود به دریای بزرگ دسترسی پیدا کنند و به هدفهای اقتصادی و نظامی دست یابند. نام خلیج فارس در زبان عربی خلیج فارس با نام بحر فارس مشخص شده استآثار عرب زبان نیز بهترین و غنیترین منابعی هستند که برای شناسایی و توجیه کیفیت تسمیه این دریا میتواند در این بررسی مورد استفاده قرار گیرد. در تمام منابع عربی تا قبل از سال ۱۹۵۸ خلیج فارس با نام بحر فارس و یا خلیج فارس ثبت شدهاست در این منابع و آثار از دریای فارس و چگونگی آن بیش از آثار فرهنگی موجود در هر زبان دیگری گفت و گو شدهاست. در آثار ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو قبادیانی، ابوریحان بیرونی، ابن بلخی و دیگرانی که اکثر آنان کتابهای خود را به زبان عربی نیز نوشتهاند، و همچنین در آثار نویسندگان جدید عرب از نام «خلیج فارس» بدون کم و کاست یاد شدهاست. خلیج فارس با نام بحر فارس مشخص شده است
سابقه جعل عنوان خلیج درباره نام خلیج فارس تا اوایل دههٔ ۱۹۶۰ میلادی هیچ گونه بحث و جدلی در میان نبوده و در تمام منابع اروپایی و آسیایی و امریکایی و دانشنامهها و نقشههای جغرافیایی این کشورها نام خلیج فارس در تمام زبانها به همین نام ذکر شدهاست. اصطلاح «خلیج عربی» برای نخستین بار در دوره تحت قیمومت شیخ نشینهای خلیج فارس توسط کارگزاران انگلیس و بطور ویژه از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس مقیم در خلیج فارس به نام رودریک اوون در کتابی بنام حبابهای طلایی در خلیج عربی در سال ۱۹۵۸ نوشت که «من در تمام کتب و نقشههای جغرافیایی نامی غیر از خلیج فارس ندیده بودم ولی در چند سال اقامت در سواحل خلیج فارس متوجه شدم که ساکنان ساحل عرب هستند بنابر این ادب حکم میکند که این خلیج را عربی بنامیم» وی و فرد دیگری بنام سر چارلز بلگریو به قصد تفرقه بین ایران و کشورهای عرب این موضوع را مطرح کردند. سر چارلز بلگریو که بیش از ۳۰ سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بودهاست، بعد از مراجعت به انگلستان در سال ۱۹۶۶ کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن نوشت که «عربها ترجیح میدهند خلیج فارس را خلیج عربی بنامند». این نماینده قطعا پیش از انتشار کتاب و مراجعت به انگلستان در تماس با مقامات امارات جنوبی خلیج فارس این فکر را در آنها القا کردهاست و تصادفی نیست که بلافاصله پس از انتشار کتاب سرچارلز بلگریو که نام قبلی سواحل جنوبی خلیج فارس یعنی «ساحل دزدان» را بر روی کتاب خود نهاده اصطلاح «الخلیج العربی» در مطبوعات کشورهای عربی رواج پیدا کند و در مکاتبات رسمی به زبان انگلیسی نیز اصطلاح «آرابیان گولف» جایگزین اصطلاح معمول و رایج قدیمی «پرشین گولف» میشود. بحر فارس بحر فارس نامی است که عربها در قرون اولیه اسلام بجای دریای پارس بکار میبردند و این مفهوم شامل خلیج فارس و دریای عرب نیز میشد ولی در قرنهای اخیر تنها به پهنه آبی که شامل تنگه هرمز تا دهانه اروند رود میشود و بجای بحر فارس خلیج فارس میگفتند تا اینکه از سال ۱۹۵۸ بدنبال یک فراخوان از سوی رهبران قوم پرست در اتحادیه عرب مقرر شد که خلیج فارس را خلیج عربی بنامند و اکنون این نام جدید در ۲۲ کشور عربی بکار میرود و در بعضی از رسانههای غربی نیز این نام جدید بکار گرفته میشود. که این امر اعتراض شدید ایرانیان را برانگیختهاست. ایرانیان بر این باور هستند که نام جدید جعلی و با انگیزه سیاسی و از روی تعصب قومی بکار میرود و همچنان نام تاریخی خلیج فارس باید استفاده شود هدف انگلیس از نامگذاری ساختگی بر خلیج فارس انگلیسها نخستین عاملان کاشته شدن این تخم نفاق بودند زیرا از قدیم در صدد بودند که خلیج فارس را تبدیل به یک دریای انگلیسی کنند. بعدها در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی امریکاییها هم به پیروی از آنها از تبدیل خلیج فارس به خلیج امریکایی سخن گفتند. از نظر امریکاییها و اروپاییها این منطقه «شریان حیاتی غرب» در منطقه «استراتژیک غربی» و «حوزه منافع ویژه» است، لذا اگر قادر باشند خلیج فارس را به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تسلط خود در میآورند. واکنشهای دولت ایران در برابر جعل نام دولت ایران در روز ۱۳ مرداد سال ۱۳۳۷ به دلیل تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی از سوی عراق و برخی دیگر از کشورهای عربی و انگلیس اعتراض خود را به دولت جدید عراق به رهبری قاسم که با یک کودتای نظامی بر سر کار آمده بود و تمایل به حرکتهای آزادی خواهانه مصر به رهبری جمال عبدالناصر داشت، اعلام کرد. همچنین دولت ایران در همان زمان در برابر این نام مجعول واکنش نشان داد و گمرک و پست ایران از قبول محمولههایی که به جای خلیج فارس نام خلیج عربی بر روی آن نوشته شده بود، خودداری کرد. ایران همچنین در مجامع و کنفرانسهای بینالمللی نیز در صورت به کار بردن این اصطلاح ساختگی از سوی نمایندگان کشورهای عرب واکنش نشان میداد. در این زمان بعضی از کشورهای عربی حتی اعتبار هنگفتی از محل درآمدهای کلان نفتی خود در اختیار بعضی از ماموران سیاسی در خارج میگذاردند تا با تطمیع مطبوعات خارجی نام مجعول خلیج عربی را به جای خلیج فارس رواج بدهند. در نیمه نخست بهمن ماه سال ۱۳۷۰ خورشیدی سر ویراستار سازمان ملل متحد با اشاره به اعتراضهای پیاپی نمایندگان ایران در آن سازمان به استفاده از نام ساختگی خلیج عربی در اسناد این سازمان از کارکنان سازمان ملل خواسته تا اعتراض دولت ایران را همیشه در نظر داشته باشند. کار به جایی رسید که در یازدهم شهریور سال ۱۳۷۱ هنگامی که حیدر ابوبکر العطاس نخست وزیر جمهوری یمن در اجلاس سران جنبش عدم تعهد که در جاکارتا پایتخت اندونزی برگزار میشد، از نام ساختگی خلیج عربی استفاده کرد، با اعتراض شدید نمایندگان ایرانی رو به رو شد. او سرانجام از نمایندگان ایران عذرخواهی کرد. و این عمل را غیر عمد خواند. اما واقعیت مطلب این است که خلیج فارس یک نام کهن تاریخی است که از بدو تاریخ بر روی این خلیج گذاشته شدهاست و انگیزه تلاش حساب شدهای که برای تغییر این نام به عمل میآید جز ایجاد فتنه و اختلاف بین کشورهای این منطقه نیست. همچنان که ژان ژاک پرینی نویسنده کتاب خلیج فارس اعتراف میکند. «ملتها و قومهای بسیاری بر کرانههای خلیج فارس استیلا یافته و فرمانروایی کردهاند ولی روزگارشان سپری شده و منقرض شدهاند. تنها قوم پارس است که با هوش و درایت خود همچنان پا برجا زیسته و میراث حاکمیت خود را تاکنون نگهداری کردهاست.» اما مشکل در میان عده معدودی از سیاسیون و دولتمردان و صاحبان سرمایههای نفتی است که با رشوههای نفتی، تخم نفاق فرهنگی میپراکنند. هیچ مؤسسه و سازمان معتبر غربی، حاضر نیست اصالت نام خلیجفارس را زیر سؤال ببرد، مگر اینکه پول خیلی سنگینی دریافت کرده باشد. نظر قومگرایان افراطی عرب در بیست سال گذشته، مقالات و کتابهایی که در دفاع از تغییر نام خلیجفارس در همین کشورهای جدیدالتأسیس، منتشر شده، بر سه موضوع استوار است: ۱ـ «پلینی»، تاریخنگار رومی قرن اول میلادی در کتاب خود همواره این دریا را خلیج عربی گفتهاست. ۲ـ در سال ۱۷۶۲ «کارستن نیبور» نوشتهاست: سواحل خلیجفارس تابع دولت ایران نیست! ۳ـ «رودریک اوون» در کتاب «حبابهای طلایی در خلیج عربی» نوشتهاست: در همه نقشههایی که دیدهام، خلیجفارس در آنها ثبت شده، اما من با زندگی در بحرین دریافتم که ساکنان دو سوی این دریا عرب هستند، پس ادب حکم میکند که این دریا را «خلیج عربی» بنامیم. ۴ـ کشورهای عربی بیشتر از ایران هستند. این هم چند تا نقشه قدیمی که خلیج فارس رو تایید می کنه . |
|
+ نوشته شده در
Sun 9 Mar 2008ساعت 17:12 توسط فرشته |
|
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
Sun 20 Jan 2008ساعت 13:18 توسط فرشته |
|
|
خوب من خودم خیلی این ماجرا را با دقت دنبال می کنم و خیلی از این موضوع خوشحالم که یک رئیس جمهور این همه از خود گذشتگی داشته باشد و اهمیتی به موضوعات شغلی خود در برابر مطبوعات هم نمی دهد
آفرین به اقای سارکوزی و کارلا بوونی که علارغم مسائل شغلی به زندگی عشقی خود اینهمه با احساس ادامه میدهند
نيكلا ساركوزي، ریيسجمهور فرانسه، براي گذراندن تعطيلات خود همراه با دوست دختر جديدش «كارلا بروني» كه سابقا مدل بوده است، به مصر رفت.
وی تا ۵ سالگی در فرانسه بود و پس از آن برای تحصیل در مدرسه بوردینگ اسکول به سوییس رفت. پس از پایان مدرسه دو باره به پاریس بازگشت تا هنر و معماری بخواند اما در سن ۱۹ سالگی مدرسه را ترک کرد تا به عنوان یک مدل به صورت تمام وقت به این حرفه بپردازد. از آنجا که پدر و مادر وی هر دو موزیسین بودند کارلا را برای یادگیری موسیقی تشویق کردند. برونی برای مارک های معروف دنیا از جمله، کریستن دیور، ایف سن لورن، شانل، ورساچه کار کرده است. در دهه ۱۹۹۰ کارلا برونی در میان ۲۰ تن از بهترین مدل های دنیا قرار داشت و سالانه ۵/۷ میلیون دلار درآمد داشت.
نام وی پیش از این با ستارگان راک دنیا از جمله، اریک کلاپتون، مایک جگر و میلیونر آمریکایی، دونالد ترامپ و ستاره دنیای سینما کیوین کاسنر همراه بوده است. در سال ۱۹۹۷، کارلا برونی از دنیای مد بیرون آمد و زندگی خود را با موسیقی ادامه داد و تاکنون چندین آلبوم موسیقی منتشر کرده است. پیش از این وی با پسر فیلسوف معروف فرانسوی جان پل انتوون ازدواج کرد و در سال سال ۲۰۰۱ پس از آن که پسرش اورلین به دنیا آمد جدا شد.
سارکوزی از سال ۱۹۸۳ تا سال ۲۰۰۲ شهردار نویلی، یکی از مناطق مرفه پاریس بود. پس از آن وزیر کشور شد. در سال ۲۰۰۴ نیز نیز مدت کوتاهی وزیر دارایی بود. آنیتا هاوسر از نویسندگان زندگینامه آقای سارکوزی می گوید: او بیش از حد فعال است، بلند پرواز است، سختکوش است، به کار زیاد عادت دارد و هیچوقت استراحت نمی کند. به گفته خانم هاوسر علت جذابیت سارکوزی ساده است. او وکیل دعاوی بوده بنابراین به مردم نزدیک است. می خواهد به آن ها نشان بدهد که مشکلات شان را درک می کند و آنها را حل خواهد کرد.
کارولین وایات خبرنگار بی بی سی در پاریس می گوید به نظر می رسد که او به جای ارائه یک ایدئولوژی تازه، در واقع عملگراست و از هر راه حلی به شرط آنکه موثر واقع شود استفاده می کند. او که در اصل دست پرورده رییس جمهور ژاک شیراک است در سال ۱۹۹۵ هنگامی که از یکی از رقبای شیراک حمایت کرد با قهر شیراک مواجه شد و شیراک آن موضوع را دیگر فراموش نکرد. حتی چپگرایان فرانسه قبول دارند که آقای سارکوزی یک عنصر سیاسی قدرتمند است. او نشان داده که حامی صنایع داخلی است و یکبار بودجه دولت را برای نجات کمپانی آلستوم بسوی آن شرکت سرازیر کرد. در این حال او وعده داده است که هراس فرانسویان از موفقیت اقتصادی را کاهش دهد. اغلب او را طرفدار رابطه با آمریکا می دانند اما او با جنگ در عراق مخالف بود. چندان علاقه ای به اتحاد فرانسه و آلمان ندارد و با گفتن اینکه کشورهایی که نرخ مالیات شان کم است نباید از یارانه های اتحادیه اروپا استفاده کنند، اعضای تازه اتحادیه اروپا را رنجانده است. او با تقاضای ترکیه برای عضویت در ناتو مخالفت کرده است.
ساركوزي قرار است کتابی در مورد ماجراهای زندگی با همسر سابقش سیسیلیا و جدایی از او منتشر کند. به نوشته روزنامه آلمانی دي ولت سارکوزی در این کتاب با عنوان اعترافات بیشتر سعی کرده است از سیاستهای خود در اين رابطه دفاع کند.
|
||||
|
+ نوشته شده در
Sun 20 Jan 2008ساعت 0:20 توسط فرشته |
|
|
راهنمای جامع مقابله با فیلترینگ جزوه الکترونیک "راهنمای جامع مقابله با فیلترینگ" کاملترین مرجعی است که تاکنون به زبان فارسی در زمینه فیلترینگ و روشهای مقابله با آن نگاشته شده است. حتی در میان مراجع انگلیسی هم کمتر مرجعی را میتوان پیدا کرد که تا این حد کامل و یکجا به مسئله فیلترینگ پرداخته باشد. این جزوه بر اساس مقالات سایت نوفیلتر شکل گرفته و به این منظور تهیه شده است که بتواند به راحتی بین افراد و سایر وب سایتها منتشر شود تا پس از فیلتر شدن سایت اصلی توسط جمهوری اسلامی این آموزشها همچنان در اختیار هموطنان قرار داشته باشد. دوستانی که برایشان امکان دارد میتوانند ضمن توجه به این نکات 1) ، آن را بر روی وب سایتهای خود قرار دهند و با این کار از حق هموطنان خود در دسترسی آزاد به طلاعات حمایت کنند. اگر امکان آپلود فایل برایتان وجود ندارد میتوانید با لینک کردن به سایت نوفیلتر یا معرفی آن به دوستانتان ما را در این راه یاری کنید. جزوه الکترونیک به طور کامل توسط سایت نوفیلتر پشتیبانی میشود و طبق فواصل زمانی معین، نسخههای به روز شده آن منتشر خواهند شد. همچنین خوانندگان میتوانند سوالات و نظرات خود را در رابطه با موضوعات مطروحه در این جزوه در قسمت انجمن سایت مطرح کنند. فرمت جزوه "راهنمای جامع مقابله با فیلترینگ" به صورت فایل PDF است و برای خواندن آن نیاز به آدوب آکروبات 6 یا بالاتر دارید. برنامه آکروبات در اغلب سیدی های نرمافزاری وجود دارد، همچنین شما میتوانید آن را به رایگان از سایت آدوبی دانلود کنید. منبع: no-filter.com >> برای دریافت این جزوه (فایلPDF ) اینجا را کلیک کنید. _____________________________________ 1) لطفاً قبل از اینکه فایل "راهنمای جامع مقابله با فیلترینگ" را بر روی وب سایت خود آپلود کنید یا برای دانلود به وب سایت ما لینک کنید نکات زیر را مورد توجه قرار دهید: 1. از همه دوستانی که فایل راهنمای جامع را بر روی سایتشان قرار میدهند خواهشمندیم رسم امانتداری را حفظ کرده و از تغییر در نام و محتوای فایل خودداری کنند. 2. با وجودی که ما پهنای باند بسیار بالایی داریم ولی به شما اکیداً توصیه میکینم مستقیماً از لینکهای دانلود سایت ما استفاده نکنید. زیرا به زودی دسترسی به سایت ما توسط جمهوری اسلامی مسدود خواهد شد و تمام لینکهای دانلودی که از سرور ما استفاده میکنند از کار خواهند افتاد. سعی کنید فایل را بر روی سرور خودتان یا یکی از سرورهای عمومی مثل Rapid Share آپلود کنید. 3. اگر برای آپلود، بر روی سرورتان فضای ذخیرهسازی یا پهنای باند کافی ندارید، میتوانید بازدید کنندگانتان را برای دانلود به سایت ما ارجاع دهید. توجه داشته باشید که لینک دانلود فایل را مستقیماً در سایت خود قرار ندهید، بلکه به جای این کار از لینک صفحه دانلود استفاده کنید. زیرا با هر آپدیت، لینک دانلود فایل تغییر پیدا میکند. 4. از کسانی که این فایل را بر روی سرورهایشان آپلود کردهاند میخواهیم آدرس وب سایت خود را برای ما ارسال کنند تا در قسمت میرورها (Mirrors) نمایش داده شود. بدیهی است در صورت عدم تمایل، لینک شما نمایش داده نخواهد شد. 5. از تمام کسانی که فایل راهنمای جامع را بر روی سرورهایشان آپلود کردهاند یا برای این منظور از لینکهای وب سایت ما استفاده میکنند میخواهیم ترتیبی دهند تا در کنار لینک دانلودشان، نام وب سایت اصلی یعنی No-filter.com به صورت لینک نمایش داده شود.
|
|
+ نوشته شده در
Mon 31 Dec 2007ساعت 21:29 توسط فرشته |
|
|
آیا تاکنون فکر کردهاید شخصیتهای نامآور دنیا که همه آنها را میشناسند و اغلب از ثروتمندترینهای جهان هستند کار خود را با چه شغلی آغاز کردند و در ابتدا چه کاره بودند؟ بسیاری از آنها شغلهایی داشتند که هیچ ارتباطی با حرفه کنونیشان نداشت و بعضی دیگر به کارهایی آنچنان ابتدایی میپرداختند که برخی از ما انسانهای گمنام و معمولی، انجام آن را دون شان خود میدانیم. راد استوارت : Rod Stewart
خواننده سرشناس انگلیسی در هایگیت در شمال لندن به دنیا آمد و پدر و مادرش روزنامهفروشی داشتند. راد استوارت مدتی با باشگاههای (سلتیک) و (برنت فورد) کار میکرد بعد (گورکن) شد. در اوایل دهه شصت با (ویز جونز) خواننده فولکور آشنا شد و به موسیقی روی آورد و یک خواننده خیابانی شد. او دور اروپا سفر میکرد و آواز میخواند و پول جمع میکرد. جالب است بدانید که یک بار به جرم ولگردی از اسپانیا اخراج شد.
موسس و رییس شرکت سهامی کامپیوتری DELL در یک رستوران چینی ظرفشور بود و ساعتی 2/5 دلار دستمزد میگرفت. او از این تجربهاش به نیکی یاد میکند و میگوید: بهترین بخش آن دوران، عقل و منطق صاحب رستوران بود و اگر کمی زودتر به رستوران میرفتم میتوانستم نهایت استفاده را از او بکنم. او به کارش افتخار میکرد و به هر کسی که از در رستورانش وارد میشد اهمیت میداد.
هنرپیشه و خواننده آمریکایی (روزنامه پخشکن) بود. در آن زمان او دوازده سال داشت و شاید هرگز فکر نمیکرد این شغل آغازی برای رسیدن به وضعیت کنونی اوست. او از همان ابتدا بلند پرواز بود.
کامبوجی قبل از اینکه یک خیانتکار جنگی معروف و جهانی شود، (سالوت سار) نام داشت. او در جوانی در رشته نجاری و مهندسی رادیو تحصیل میکرد و بالاخره یک (معلم) شد و در یک مدرسه خصوصی در (پنوم پنه) تدریس میکرد ولی به خاطر گرایش به کمونیسم اخراج شد. پس از آن او نام خود را به (پولپوت) تغییر داد و عضو فدایی حزب کمونیسم کامبوج شد. سالها بعد او فرمانده ارتش (خمر سرخ) بود و در چهار سال حکمرانی بیش از یک میلیون کامبوجی را کشت. اوپرا وینفری : Oprah Winfrey
مجری سرشناس آمریکایی در (میسیسیپی) به دنیا آمد. پدر و مادرش بیش از حد جوان بودند و به همین خاطر مادربزرگش به او رسیدگی میکرد. او از سه سالگی خواندن و نوشتن را به اوپرا آموخت و او را به کلیسای محلی فرستاد. او میتوانست آیات انجیل را به خوبی از حفظ بخواند. در شانزده سالگی یک روز در مسابقه رادیویی شرکت کرد و برنده یک ساعت مچی شد. وقتی برای گرفتن جایزه خود به ایستگاه رادیویی شهر رفت، مطلبی را برای تهیهکنندگان خواند و از همان زمان با حقوق صد دلار در هفته به عنوان (خبرنگار) استخدام شد. تری هچر : Terry Hatcher
هنرپیشه هالیوود در پنج سالگی توسط شوهر خالهاش مورد آزار قرار گرفت و به همینخاطر مبتلا به مشکلات روحی شد. وقتی کمی بزرگتر شد به تحصیل در رشته بازیگری پرداخت ولی اولین شغل هچر در سال 1984 شغلی عجیب بود. او (تشویقکننده) تیم راگبی (سان فرانسیسکو )49 بود و به خاطر آن پول میگرفت.
سیلوستر استالونه : S.Stalone
همیشه آدم خشنی بود. او زمانی (جاروکش قفس شیرها) بود. در پانزده سالگی همکلاسیهایش میگفتند او بیش از همه احتمال دارد که زندگیش را روی صندلی الکتریکی به پایان برساند. او بعدها با فیلم (راکی) به شهرت جهانی دست یافت. جنیفر لوپز : J.Lopez
مدتها قبل از آنکه به خوانندگی روی آورد و تبدیل به یک ستاره شود هر روز لباس سادهای بر تن میکرد و به دادگستری میرفت تا به شغل خود بپردازد چون او یک (مشاور قضایی) بود.
دیکتاتور فاشیست ایتالیایی برای یک روزنامه کار میکرد و داستان دنبالهدار مینوشت. یکی از داستانهای او (معشوقه کاردینال) نام داشت که داستان اندوهبار یک کاردینال قرن هفدهمی و معشوقهاش را بیان میکرد.
شایع است که (فیدل کاسترو) رهبر کوبا (بیسبالیست) بود و برای یکی از تیمهای مهم لیگ آمریکا بازی میکرد ولی این گفته اشتباهاست. حقیقت این است که کاسترو فقط در دوران دانشگاه و آن هم در حد معمولی بیسبال کار میکرد. او در سال 1946 در مسابقات بیسبال دانشگاههای حقوق هاوانا مسئول پرتاپ توپ بود و آن کار ساده را هم بد انجام میداد. نکته اینجاست که به گفته خودش به دانشگاه نرفته بود که توپ بازی کند بلکه رفته بود تا علم (حقوق) بیاموزد.
فکر نمیکنم فردی در جهان وجود داشته باشه که "بیل گیتس" رو نشناسه. مردی که سالهای متوالی ثروتمندترین مرد جهان بود(جایی خوندم که امسال ثروتمندترین مرد جهان فرد دیگری شناخته شده). بیل گیتس در عمارت کنگره واشنگتن پادو بود.
رییس فعلی تکنولوژی Seagate در شیفت شب یک بیمارستان روانی کار میکرد. کار او این بود که مراقب بیمارانی که از کنترل خارج میشدند باشد.
کمدین آمریکایی بیرون یک بقالی میایستاد و شاه بلوط میفروخت. او مدتی نیز پیتزافروشی کرده است.
مجری معروف رادیویی آمریکا کفش واکس میزد.
از طراحان بنام و معروف لباس که لباسهای طرح او امروزه بر تن بسیاری از اهالی سرشناس هالیوود دیده میشود، زمانی که هیچ فروشندهای حاضر نشد شلوارهای جین طرح او را در مغازهاش بگذارد و به فروش برساند در کنار خیابان و پشت یک وانت آنها را میفروخت.
کمدین، هنرپیشه و نویسنده آمریکایی تلفنی لامپ میفروخت.
که سالهاست دوستدارانش برای گرفتن امضا از او هم به او دسترسی ندارند؛ زمانی برای یک مغازه ظروف کرایه کار میکرد.
شوهر سابق جنیفر انیستون و همسر فعلی آنجلینا جولی یخچال حمل میکرد.
نویسنده، در یک مدرسه (سرایدار) بود و وقتی داشت کمدهای دانشآموزان را تمیز میکرد داستان اولین رمانش به ذهنش خطور کرد.
نویسنده رمان معروف (رمز داوینچی) که قبل از ساخته شدن، فیلم آن به زبانهای مختلف ترجمه شده بود، در یک دبیرستان به (تدریس) مشغول بود Angela Merkel
اری شاید باور تان نشود ولی همین خانم مرکل هم قبلا در یک رستوران در برلین شرقی پیشخدمت بود |
|
+ نوشته شده در
Thu 6 Dec 2007ساعت 13:40 توسط فرشته |
|
|
Coming soon |
|
+ نوشته شده در
Wed 19 Sep 2007ساعت 21:10 توسط فرشته |
|
|
در روز 21 آوريل يا اول ارديبهشت پسری در مجيديه تهران به دنيا آمد.پسری ارمنی در خانواده اي دوست داشتنی.خانواه ای با 3 خواهر و 4 برادر.نام اصلی او آندرانيك مدديان بود از همان بچگی نبوغ موسيقی در اين كودك بازيگوش و شيطون معلوم بود روزها گذشت و او در خانواده ای دوست داشتنی و علاقه مند به موسيقی رشد كرد و بزرگ و بزرگتر شد. مانند پدر علاقمند به موسيقی بودو براي خودش روياي زيبايی ساخته بود.بالاخره هم به آرزويش رسيد.اولين گيتارش را در 14 سالگی با چوب ساخت.به گفته خودش صداهای عجيب و غريب از آن در می آمد.پسر خاله هاي او يك گروه موسيقی تشكيل داده بودند.و از آندرانيك هم دعوت كرده بودند با آنها همكاری كنند. او در آن گروه شروع به گيتارزدن كرد.در بعضی وقتها هم قطعاتی به زبان انگليسی اجرا ميكرد.آنقدر در كارش پيشرفت كرده بود كه قطعاتی را در محضر شاه اجرا كرد روزها گذشت و او تصميم گرفت براي ادامه تحصيل به آمريكا برود.و واردكالج موسيقی شد.رشته ای كه آرزويش را داشت. كم كم كارش را شروع كرد و اولين جايی كه كارش را شروع كرد كاباره تهران لس آنجلس بود.از فردی كه در زندگی او تآثير زيادی گذاشت و در حقيقت راه را براي او باز كرد ودستش را گرفت ميتوان شهرام شب پره را نا مبرد.او استعداد آندرانيك را ديده بود از او دعوت كرده بود به عنوان صدای دوم برای او بخواند.به گفته خود او دوران دانشگاه سخت ترين دوران زندگيش بود.تا حدی كه فقط براي يك وعده غذا پول داشت.ولی هر چه بود گذشت او همه چيز را تحمل كرد.روزی به او گفتند يك خواننده ای هست كه سبكش به كار تو خيلی می خورد. می توانيد يك گروه موسيقی خوب دو نفره تشكيل دهيد.او كوروس بودكه بعدها با هم بهترين گروه دو نفره را تشكيل دادند.به كوروس هم همين را گفته بودند.و دست روزگار اين دو را با هم آشنا كرد و يكی از پر طرفدارترين وجنجالی ترين گروه موسيقی دو نفره بعد از انقلاب را تشكيل دادند.اولين آلبومی كه از اين دو به جا مانده خواستگاری بود.با شعری زيبا و قوی از ژاكلين ويگن به نام خواستگاری.كه نام آلبوم را هم به نام همان شعر گذاشتند.اين اولين كار آنها با ژاكلين بودكه با استقبالی بي نظير روبه رو شد.در يكی از كنسرت های آنها دختری بود كه آندرانيك را خيلی دوست داشت و شب كنسرت او را اندی صدا زدكه اين شد ديگر همه او را با نام اندی صدا ميزدند دومين آلبوم آنها پرواز بود.و باز هم با شعرهای زيبای ژاكلين آهنگ چی میشد ,تپلی,ما همه ايرانی هستيم به قدری گل كرد كه روز به روز بر محبوبيت آن دو افزود.آهنگ ما همه ايرانی هستيم هنوز كه هنوز در اكثر كنسرتها اجرا ميشود.در اين آلبوم اندی و كوروس با فردی آشنا شدند كه در زندگی هنری آن دو و به خصوص اندی تآثير فراوانی گذاشت. او عليرضا امير قاسمی بود.و به قول خود اندی: علی گوش سوم من هست.و مانند يك برادرهمراه اندی بود.و او را در انتخاب آهنگ كمك می كرد.ويدئوی زيبای چی ميشد هنوز هم در خاطره ها هست.به دنبال موفقيت آلبوم پرواز و سروصدای اين دو خواننده تازه نفس محبوبيت آن دو بيش از پيش شد.وآنها كنسرتی برای طرفداران اجرا كردند.تمام بليطها فروخته شده بود.وسالن ديگه گنجايش نداشت.عده فراوانی پشت درهای بسته مانده بودند.هفته آينده اندی و كوروس برای بچه ها و تمام كسانی كه برنامه را نديده بودند كنسرت مجانی اجرا كردند.و با مردم سرود ما همه ايرانی هستيم سر دادند. بعد از اجرای موفقيت آميز كنسرت آن دو آلبوم سوم خود را به بازار عرضه كردند.بلا.كه جهشی فوق العاده در كار آن دو بود.با ,بلا ,تو,نگاه,كه آهنگ انگليسی اين آلبوم در متن يك فيلم هاليوودی قرار دادند.با آن مدل زيبای آهنگ بلا.موفقيت آن دو هر روز بيشتر از روز پيش بود.وكنسرتها با استقبال زيادی مواجه می شد
در اينجا بهتر است داستانی برايتان از حضور اندی و كوروس در بين مردم تعريف كنم.يكی از طرفداران اين دو دختری حدوداْ 14 ساله بود.كه بيماری سرطان داشت.و در بيمارستان به انتظار مرگ نشسته بود.وقتی اندی و كوروس اين ماجرا را شنيدند همراه يك هديه كه يك دستبند طلا بود به ملاقات آن دختر رفتند. به گفته خود آن دختر آن روز انقدر اندی و كوروس به من اميد به آينده را دادند و اينكه بايد خوب شوم و به كنسرت آن دو بروم كه من تا حدودی روحيه خودم را به دست آوردم.و چون سرطان عميقآ در وجود او ريشه نكرده بود آن دختر سلامتی خود را به دست آورد.و جالب اينجا كه برايتان بگويم كه آن دختر در حال حاضر فارغ التحصيل رشته پزشكی هست واندی در جشن او هم شركت كرد و در تمام اين سالها از زندگی اين دختر خبر داشته و با هم در ارتباط بودند.چه لذتی دارد ارتباط با هنرمند مورد علا قه بگذريم. بعد از آلبوم بلا اندی و كوروس احساس كردندكه دوست دارند هر كدام جدا به فعاليت هنری خود ادامه بدهند.و قرار شد آخرين آلبوم دو نفره خود را به بازار عرضه كنند.آلبومی به نام خداحافظ.آخرين آلبوم با نام و همكاری اندی&كوروس.در اين آلبوم با شاعری آشنا شدند كه باز هم در زندگی هنری اندی و كوروس و مخصوصآ اندی تآثير به سزايی گذاشت.پاكسما زكی پور.اين شاعر استثنايی و جوان با آن شعرهای زيبا وقوی در محبوبيت اندی صددرصد تآثير به سزا گذاشته است.اين شاعر هنوز كه هنوز با اندی همكاری می كند وجزو دوستان صميمی اندی هست.پاكسيما شروع كار هنری خود را با اندی آغازكرد آلبوم خداحافظ با آهنگهای دخترآتيشپاره ,آمنه,ياسمن,عشق مسموم,بازهم جزو پر فروش ترين آلبومها شد.با آن مدل زيبای آهنگ دختر آتيشپاره.بعد از فروش اين آلبوم و اجرای كنسرتها اندی و كوروس اعلام كردند كه ميخواهند رسمآ از هم جدا شوند.در آن زمان از هر كسی پرسيدند چه كوچك و چه بزرگ كه نظر شما راجع به جدايی اين دو چيست:همه ميگفتند :ما به اين دو با هم عادت كرديم.حيف است كه از هم جدا شوند.شايعاتی هم ورد زبانها افتاد.ولي اندی وكوروس در تلويزيون آمدند و اعلام كردند كه هيچ مشكلی با هم ندارندو فقط از نظر كاری با هم اختلاف عقيده دارند.در نهايت اندی و كوروس اين گروه محبوب و جنجالی از هم جدا شدند.و دوره 8 ساله كاري آنها به پايان رسيد. بعد از جدايی هر كدام جدا به فعاليت خود ادامه دادند به جرات ميتوا ن گفت: اندی گوی سبقت را از كوروس ربود.كوروس چند ماه بعد ازدواج كرد ولی اندی تمام زندگيش را روی كار هنری خود گذاشت.بعد از جدايی آنها اندی اولين آلبوم خود را بعد از جدايی از طرف شركت كلتكس وارد بازار كرد.آلبوم بيقرار.كه به نظر من كه تمام كارهاي اندی رو دنبال كردم آلبوم بيقرار يك استثنا در زندگی اندی بود.كه يك شبه ره صد ساله را طی كرد.در اين آلبوم 10 ترانه بود كه يكی از يكی قشنگ تر بود.و به گفته خود اندی:بيقرار قصه زندگی من است.قصه روزهای پر عطش عشق و شبهای سرد تنهايی.قصه تلخيها و شيرينيهای زندگی.قصه پيروزيها و ناكاميهای من در عشق و اميدی براي فردايی روشن و عشقی واقعی هنوزم بيقرارم.......... اندی روی اين آلبوم يك سال ونيم زحمت كشيد وهم خلاصه ای از زندگی خودهست.آلبوم بيقرار پر فروشترين آلبوم دهه نود شد.شعرها از پاكسيمای نازنين وآهنگها ازهمکاران آهنگ عشق اول از سياووش قميشی وآهنگ بيقرار از هانی نازنين با آن ملودی زيبا كه من هر وقت اين آهنگ رو گوش ميدم ياد ....... ميفتم. آهنگ زيبا و عاشقانه شبگرد,انتظار,قصر كاغذی,اگه عشق همينه,دخترايرونی,شيطنت.كنسرت اندی برای آلبوم بيقرار با موفقيت تمام اجرا شد.وجای خالی آن شب پيدا نميشد.وعده ای هم پشت در بودند تا بتوانند وارد سالن شوند.در اين آلبوم فرخ آهی هم يار هميشگی اندی بود.وبه او كمك فراوانی كرد.و اندی اين آلبوم و تمام آلبومهای خود رادر استديو فرخ آهی ضبط ميكند.در اين آلبوم بود كه مردم با دختری آشنا شدند كه هميشه با اندی بود واندی از او به عنوان صدای دوم استفاده ميكرد.او شينی ريگزبی بود.دختری امريكايی و علا قه مند به فرهنگ ايرانی و زبان فارسی.شينی در حال حاضر خود خواننده شده ولی هر چه دارد از اندی است.از آن زمان به بعد اين دو همه جا با هم بودند وخود اندی هم در جايی اعلام كرد شينی دوست دختر اوست.اندی همه جا از گروهش تعريف كرده و عنوان كرده من بدون روهم هيچ هستم.فروتنی هميشگی ايرانيها. بعد از موفقيت بي سابقه اين آلبوم اندی آلبوم ليلی را وارد بازار باز هم از شركت كلتكس كه با چند هنرمند ديگر هم همكاری كرد.بيژن مرتضوی,حسن شماعی زاده وغيره.با آن عبارت زيبا در اول آهنگ ليلی:هر كس در زندگي يك ليلی دارد و اين ليلی من است.تمام اينها نشان ميدهد اندی در تمام اين سالها عاشق بوده.عاشق چه كسی اين را هيچ كس نميداند.در كنار اندی عليرضا امير قاسمی هم برای او ويدئو های زيبا می ساخت بعد از اين آلبوم اندی آلبوم تنهايی را از شركت كلتكس به بازار ارائه داد.شعرها از پاكسيمای نازنين ويدئو از كوجی زادوری و امير قاسمی ,ضبط از فرخ آهی ,گروه اندی باز هم او را ياری ميدهند.آهنگ زيبای تنهايی,چشمای ناز ,جاده های احساس,ناز ناز ,خوشگل محلمون, به قدری اين آهنگها گل كرد كه ورد زبان همه شده بود.هر پسری كه ميخواست با دختری دوست شود آهنگ ناز ناز را برايش ميخوند.دخترها برای كنسرتهای اندی سرو دست می شكوندند.و به قول اندی كه تكه كلام هميشگی اوست :خدا زيادشون كنه.در اينجا بايد بگويم آلبومهای اندی همه دوازده يا چهارده آهنگ دارد.برعكس تمام خواننده ها .كه اين هم هزينه زياد تری ميخواهد هم پول بيشتری.در آلبوم تنهايی اندی يك آهنگ را بازسازی كرد كه آن را برای مادرش ساخته بود.زمانی كه مادرش ايران بوده و اندی امريكا مادرش دچارعارضه مغزی ميشود و اندی در آن حال شعر اين آهنگ را مينويسدو آن را در بدترين شرايط اجرا ميكند.خوشختانه حال مادرش خوب ميشود وبعدها مادرش عازم امريكا ميشود وتمام كارهای اندی را دنبال ميكند.تمام مصاحبه ها را زنده نگاه ميكند.اندی هفته ای 2 بار بايد با مادرش غذا بخورد.او پسر خانواده است . بعداز آلبوم تنهايی اندی آلبوم سر سپرده را به مردم عرضه كرد.آلبومی عاشقانه از كمپانی ترانه.شعرها طبق معمول از پاكسيمای نازنين و آهنگها از اندی,منوچهر چشم آذر.توحيد.در اين آلبوم اندی از شاعرهای جوان هم استفاده كرد.گل اين آلبوم همان آهنگ معروف سرسپرده است.كه پاكسيما شعر آن را گفت و اندی يك نصفه روز آهنگ آن را ساخت.و به گفته خودش اين آهنگ يك هديه از طرف خدا برای او بود.آهنگ تولد به اين شكل ساخته شده بود كه پاكسيما روی جلد كادوی تولد اندی شعر تولد را نوشت و چون اندی خوشش آمدروی آن آهنگ گذاشت آهنگ من و تو به قدری گل كرد كه اندي مجبور شد درسالن زيبای پلس لس آنجلس كنسرت بزرگی اجرا كند.كه از چند روز قبل تمام بليطها فروخته شده بود.در اين كنسرت تمام چهره های هنری حضور داشتند.وارطان آواناسيان مدير شركت ترانه,كوجی زادوری,و اكثرخبرنگارها حضور داشتند و موفقيت اندی را تبريك گفتند.كوجی و امير قاسمی ويدئو های اين آلبوم را تهيه كردند.به خصوص ويدئوی سر سپرده در اين بين بايد گويم اندی گياهخوار همچنين جزو تيم فوتبال هنرمندان هم هست.و تا به حال چندين گل هم زده ، آرزويش هم اينست كه در استاديوم آزادی بازی كند. و در كنار هنر ورزش هم ميكند. بعد از آلبوم سرسپرده نوبت آلبوم بعدی اندی رسيد.جاده ابريشم.آلبومی عاشقانه تر از آلبوم قبلی.اندی خود راجع به اين آلبوم حرفهای زيادی زده.آهنگها از خود اندی با همكاری حسن شماعی زاده,منوچهر چشم آذر,توحيد,فريبرز حاج نبی.و شعرها اكثرا از پاكسيما.آهنگ شب من به گفته خود اندی در بدترين شرايط روحی او اجرا شد.دوست دختر او برای بار دوم او را رها كرد و اندی در بدترين شرايط روحی اين آهنگ را ضبط كرد.اين آهنگ بعدها در فيلم هاليوودی پرنسس و سرباز در قسمتی از فيلم گذاشته شد.اندی خودش اين آهنگ را به دوست دخترش تقديم كرد.آهنگ فوق الاده توكه رفتی به قدری سرو صدا كرد كه همه آن را تكرار می كردند.آهنگ انگليسی اين آلبوم را شينی شعرش را گفت و اندی آهنگ آن را ساخت.اندی يك آهنگ ارمنی هم در اين آلبوم دارد.اگر يادتان باشد بچه های منطقه 6 در ويدئو نوروز آن سال برای اندی نوار فرستاده بودند كه اندی زودتر آلبوم بعدی را به بازار بدهد.اندی در زمان ساخت اين آلبوم به ارمنستان سفر كرد به همين دليل اسم آن را جاده ابريشم گذاشت.اين آلبوم نشان ميدهد كه اندی سال عاشقانه و سختی را پشت سر گذاشته.چون به گفته خودش او به پاكسيما ميگه:من امسال مثلأ عاشقم آهنگ عاشقانه برايم بگو سال ديگه همه چی خوبه ما با هميم .آهنگی برايم بگو كه همه چيز را نشان دهد.اگر توجه كرده باشيد تمام آهنگهای اندی به جز چند تا كه انگشت شمار است راجع به دختر و پسر است و به گفته خودش من حرف ديگری به جز دختر و پسر ندارم كه بزنم.بعداز اين آلبوم اندی يك آلبوم دو آهنگه وارد بازار كرد.به نام نونه.كه بازسازی آهنگ زيبای چرا عاشق شدم و يك آهنگ ارمنی.بعد از اين آلبوم او آلبوم و قلب من را وارد بازار كرد.كه به 7 زبان زنده دنيا آهنگ خوانده است.از طرف كمپانی آونگ ويك كمپانی امريكايی.اندی يواش يواش خود را وارد ماكت امريكايی می كند.خودش می گويد: اين آلبوم جاي خاصی را در قلب من دارد به همين دليل اسم آن را وقلب من گذاشت .و روزنامه ها آن را رمانتيك ترين آلبوم اندی معرفی كردندآهنگها يكی از ديگری قشنگ تر بود.آهنگ عربی با صدای اندی و راغب علامه خواننده معروف عرب كه بينهايت گل كرد.كه هم شعرش را با هم گفته بودند و هم آهنگش را با هم ساخته بودند.آهنگ ريحان كه خيلی گل كرد با شعر پاكسيما و آهنگ اندی.آهنگ 6و8 يادم مياد.آهنگ زيباي رويا.آهنگ عاشقانه تو نباشی.آهنگ انگليسی كه شعرش را شينی گفت و اندی آهنگش را ساخت.يك آهنگ هندی با دختر خانم هندی.كه بخواهم در مورد هر كدام توضيح بدهم ساعتها طول ميكشد. بعد از اين آلبوم بود كه روزنامه های امريكا از اندی به عنوان الويس ايران نام بردند.وبه او لغب الويس دادند.بعد از اين آلبوم محبوبيت اندی در جامعه امريكايی چند برابر شد.با گروهای بزرگی در سالنهای مجلل كنسرت گذاشت.با گروه آلابينا در سالن زيبای گريك تيآتر كنسرت گذاشت.به تنهاي 6000 نفر را در آن سالن دور هم جمع كرد و شبی فراموش نشدنی برای همه بود.به مناسبت اين آلبوم كنسرت افتخاری در تاور ركوردز گلندل محله ارمنی نشين كاليفرنيا اجرا كرد.و جازيست گروه پليس هم آنجا حضور داشت همكاری آنها از اين به بعد آغاز شد.از همين آلبوم هم يك نمونه وارد ماكت امريكايی كرد .با چند آهنگ اضافه تر. كه آهنگ هتل كاليفرنيای معروف هم در آن بود كه همه ميگفتند از اصلش هم قشنگتر شده.با شعر پاكسيما يار هميشگی اندی آهنگ تو نباشی به گفته خود اندی غم انگيز ترين صدای نی در ارمنستان هست.اندی برای سومين بار برنده جايزه بهترين خواننده ارامنه شد.استينگ منيجر گروه پليس هم فعاليت خود را با اندی آغاز كرد.اندی با مهارت خاصی به زبان انگليسی موسيقی ايران را به امريكاييها معرفی كرد به طوری كه فوق الا ده اندی رو دوست دارند.اندی تبديل به يك خواننده بين المللی شد.مصاحبه ها در سی ان ان,ان بی سی,سی بی اس,و موفقيت در كنسرتها او را بيش از پيش محبوب كرداو حالا به آ رزوی ديرينه خود رسيده.با روزی 16 ساعت كار كردن با گروه و دوستان خوب او اين موفقيت دور از دسترس نبود.بعد از اين موفقيت او با دو خواننده بزرگ ديگر عرب آشنا شد.خالد و حاكيم.كه قرار بود توری بزرگ ترتيب دهند برای اجرای كنسرت در سالن زيبای گريك تيآتر.ولی اين برنامه مواجه با 11 سپتامبر شد و با تمام هزينه و زحمتی كه برای اين برنامه كشيده شده بود اندی اين برنامه را لغو كرد.اندی اعلام كرد كه مردم امريكا را مانند ايرانيان دوست دارد و خود جزو شهروندان امريكايی هست و به دليل احترام كنسرت را لغو كرد.جالب اينجاست كه شينی ميهمان افتخاری تمام كنسرتهای اندی است و همراه او برنامه اجرا ميكند.اندی در اين بين يك آلبوم وارد بازار كرد با همكاري پاكسيما,حميد,و پيروز.كه در حقيقت آلبوم پاكسيما بود با شعرهاي او واز دوستان خود دعوت كرده بود با او همكاري كنند.كه واقعا اندي در اين آلبوم براي پاكسيما سنگ تمام گذاشت آلبومي به نام ياران.با آهنگهاي فوق العاده قصه باران و تصوير كه با شعرهاي فوق الاده پاكسيما توسط اندي اجرا شد.آلبوم آخر اندي خلوت من نام گرفت. اندي در مصاحبه اي اعلام كرد: من دوست دارم مردم بدانند درخلوت من چه ميگذرد.اين آلبوم هم جزو عاشقانه ترين آلبومهاي اندي قرارگرفت.از كمپاني آونگ و يك كمپاني امريكايي.اندي در اين آلبوم نشان دادهنوز هم شور عشق در او هست.آهنگ چه خوشگل شدي به قدري بين مردم طرفدار پيدا كردكه فكر ميكنم احتياج به توضيح من نباشد.آهنگ التهاب,از ياد من نرفته,4 نوع ميكس آهنگ ريحان,آهنگ تغيير داده شده تپلي به زبان ارمني به نام مارال,آهنگ تغيير داده شده يالا به زبان اسپانيولي به نام بايلا,ودر نهايت آهنگي متفاوت با سبك كار اندي به نام برو.من خودم به عنوان طرفدار اندي اين سبك را تا به حال در كار او نشنيده بودم.تمام كارهاي او نشان ميدهد كه همه چي خوب است من با دوست دخترم خوبم مشكلي نداريم ولي هيچ وقت آهنگهاي اندي نشان دهنده اين نبود كه به كسي بگويد:برو ديگه نميخوامت اون هم خواننده اي مثل اندي.البته در ويدئوي اين آهنگ ريشه هايی از سياسی بودن نشان ميدهد.اما اندی هميشه خود را از سياست جدا كرده. آهنگ زيبای شقايق ,عشق و ايثار,تمام شعرها از پاكسيماو آهنگها از اندی,منوچهر چشم آذر,محمد مقدم و ........ بعد از اين آلبوم اندی همراه با شينی و منصور كنسرت بزرگ و فراموش نشدنی در سالن بزرگ و زيبای گريك تيآتر اجرا كردند.اندی در اين كنسرت پر نشاط تر و پر انرژی تر از قبل برای مردم برنامه اجرا كرد.زندگی عاشقانه اندی با حضور دوست دختر زيبای او سپری ميشود.او هنوز هم عاشق است.او بار ديگر كنسرت ديگری با اميد در پارك ارواين اجرا كرد كه آن هم با استقبال بی نظير مردم روبه رو شد. اندي هميشه براي جوانها نصيحتی داشته:دوری از مواد مخدر,احترام به بزرگترها,درس خواندن,وبه تمام دخترها و پسرها هميشه وهميشه گفته:با اونی كه دوستش دارين تا آخر بمونيد.به هم وفادار باشين.اندی احساس دوست داشتن رو اينگونه توصيف كرده:صبح كه از خواب بلند ميشوی احساس ميكنی دنيا مال تو هست. دوست داری با كسی كه دوستش داری بری پارك,پيكنيك,به خاطر اون دختری كه دوستش داری حاضری همه دنيا رو به اون ببخشی.و شب كه ميخوای بخوابی خوشحال از اين احساسی كه دادی و گرفتی.اندی هميشه اززندگيش راضی بوده و هست.و هميشه به گفته خودش نيمه پر ليوان را نگاه ميكند.اندی با خواننده های ديگر كشورمان هم كنسرت گذاشته.مثل ابی,شهرام كاشانی, مكابيز..............و كمك به خيلی ها كرده در اين راه تا آنها هم وارد دنيای هنر شوند.مثل شينی,مكابيز,مهران.نگاهی به كارنامه هنری اندی بيندازيم او سير صعودی فوق العاده ای را طی كرده است اميدوارم هرروز موفق تر از روز پيش باشد.او به عشق مردم كشورش ميخواند. |
|
+ نوشته شده در
Wed 19 Sep 2007ساعت 21:7 توسط فرشته |
|
|
full albom - siavash ghomayshi آهنگهای سیاوش قمیشی از آغاز تا به حال
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
Wed 19 Sep 2007ساعت 12:32 توسط فرشته |
|
|
آهنگهای منصور از آغاز تا به حال
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
Wed 19 Sep 2007ساعت 1:3 توسط فرشته |
|
|
آهنگهای گوگوش از آغاز تا به حال
با استفاده از کلیک راست دانلود کنید
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
Tue 18 Sep 2007ساعت 19:5 توسط فرشته |
|
|
full album - Ebi
برای سیو کردن از کلیک راست استفاده کنید
![]()
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
Thu 6 Sep 2007ساعت 12:9 توسط فرشته |
|
|
آهنگها لیلا فروهر از آغاز تا به حال با کیفیت عالی ۱۲۸ کیلوبابت
|